السيد الخميني
27
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى )
مقصود از « مشيت » در اين حديث شريف ، شايد همان فيض اشراقى منبسط باشد كه آن نور سماوات و ارض است ، و « بنفسها » تجلّى ذاتى بلاواسطهء حق است ؛ زيرا كه حقايق مُتعيّنهء عقليه يا غير عقليه نتواند مرتبط به ذات مقدّس از جميع تعيُّنات و تقيُّدات باشد ؛ زيرا كه اين ربط ذاتى كه مصحِّح مخلوقيت است ، در صورت تقيّد و تعيّن ، مستلزم تعيّن در متجلّى و خالق شود ، تعالى اللَّه عن ذلك . پس تجلّى ذاتى حق و نور ظهورى جمال جميل مطلق ، همين فيض مطلق و مشيت اشراقيه است و اين همان نور است - به حسب اين بيان و احتمال - كه در اين حديث مىفرمايد : « إنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْعَقْلَ وَهُوَ أوَّلُ خَلْقٍ مِنَ الرُّوْحانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ مِنْ نُوْرِهِ » ؛ أيمن نوره الإشراقي وفيضه المنبسط الإطلاقي . و به اين بيان ، رفع شبههاى كه به حديث شريف « خَلَقَ اللَّهُ الْمَشيئَةَ بِنَفْسِها » وارد شده است ، مىشود و محتاج به توجيه بعيد « 1 » محقّق عظيمالشأن [ مير ] داماد « 2 »
--> ( 1 ) - التعليقة على كتاب الكافي ، محقّق داماد ، ص 248 . ( 2 ) - ميرمحمّد مدعوّ به باقر بن شمسالدين محمّد استرآبادى ، مشهور به ميرداماد ، از اجلّهء حكماء و اعاظم فلاسفهء اسلام است . وى دخترزادهء فقيه مُتبحّر ، محقّق كركى ، است . در استرآباد تولّد يافت و در اصفهان سكنا گزيد . او علاوه بر تبحّر فوقالعاده در حكمت ، در حلّ بسيارى از مشكلات فقهى و روايى نظير نداشت . با همهء عُلوّ مرتبت علمى ، در زهد و تقوا و عبادت و توجّه به وظائف مقرّرهء دينى از نوادر بود . ايشان را مُصنّفاتى ارزشمند مىباشد كه از آن ميان ، كتابهاى : القَبَسات ، الإيقاضات ، الرواشح السماويّة ، التعليقة على كتاب الكافي والافق المُبين ، مشهورترند . وى در سال 1040 ق در بين راه كربلا و نجف ، رخت جان به سراى باقى كشيد و در ارض مقدّس نجف به خاك سپرده شد . ( ريحانة الأدب ، ج 6 ، ص 56 )