السيد الخميني
70
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
زنجيرهاى محكم تدليس و وسواس خود ، آنها را ببندد ؛ و از اين جهت ، مىبينيم كه در بعضى از آنها ، عبادات به عكس نتيجه دهد . نماز كه حقيقت تواضع و تخشّع است ، و لُبّ آن ترك خودى و سفر الى اللَّه و معراج مؤمن است « 1 » در بعض آنها اعجاب و كبر و خودبينى و خودفروشى نتيجه دهد . و به همين قياس ، كسانى كه در رشتهء تهذيب باطن و تصفيه و تجليه اخلاق هستند ، گاه شود كه شيطان بعضى از آنها را در دام كشد و مناسك و عبادات قالبيّه و همين طور علوم رسميه و معارف الهيّه را در نظر آنها ناچيز قلم دهد ، و همهء كمالات و سعادات را پيش آنها مقصور و منحصر به رشتهء سلوك و رياضت و تهذيب باطن كند ، و آنها را به صاحبان آنها و خود آنها بدبين كند ، به طورى كه لسان طعن و سوء ادب به علماء شريعت و اركان ديانت و حكماء ربّانى و فقهاء روحانى - رضوان اللَّه عليهم - باز كنند ، با آن كه خود را صاحب صفاى باطن و خُلْق مهذَّب شمارند و سر خود را در ميان سر اهل اللَّه درآورند . اعجاب به نفس - كه مبدأ جُلِّ رذائل نفسانيّه است - و تكبُّر و سوء ظنّ بر بندگان خدا - كه ارث شيطان است - در قلب آنها چنان قدم راسخ دارد كه غير خود و يك مشت قلندر مثل خود كه به اسم اهل اللَّه آنها را ياد كنند و از ظاهر شريعت خبرى ندارند ، چه رسد به باطن آن ، به پشيزى نشمرند . اين نيست جز وقوف در يك نشئه و احتباس در يك مرتبه كه باعث شود از همه مراتب محروم شوند ، حتى از همان رشته كه خود را در آن داخل دانند و سمت تخصص در آن براى خود قائلند .
--> ( 1 ) - اشاره است به حديث نبوى كه : « الصَّلاةُ مِعْراجُ الْمُؤْمِنِ » يعنى : نماز ، معراج مؤمن است . ( اعتقادات ، علّامه مجلسى ( ره ) ، ص 29 ؛ بحار الأنوار ، ج 79 ، ص 248 ) .