السيد الخميني

68

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

اضطرار قيام به عدالت كند ، عادل نخواهد بود . و چون هر يك از اين صفات كماليه با مقابلات خود مخمَّر در طينت انسان است ، بالذات و بالعرض ، و انسان در فعليت دادن هر يك ، در سر حدِّ اختيار است ، فعليت هر يك از اين دو مقابل مبدأ سعادت يا شقاوت است و موجب دخول در حزب الرّحمن و جنود العقل يا حزب الشّيطان و جنود الجهل است . و از اين جهت ، در اين حديث شريف فرموده : « اگر عصيان كردى بعد از اين اعطاء جنود ، تو را و جنود تو را از رحمت خود خارج كنم » . و اين براى آن است كه اگر عصيان موجب فعليّت و بروز و ظهور ملكات رذيله نفسانيه نشود ، صاحب آن از ساحت رحمت و درگاه قرب عزت پُر دور نيفتد ؛ بخلاف آن كه اگر معصيت رذائل فطريّه را ظاهر و فعلى سازد و صورت باطن انسان را متبدّل به صورت جنود جهل نمايد ، از ساحت رحمت دور شود . و چه بسا شود كه نور فطرت اللّهى به كلى منطفى گردد ، و در اين صورت ، صاحب آن قرين با شيطان ، مُخلَّد در جهنم و مُبعَّد از رحمت خواهد بود . و از اين جهت است كه اشتغال به تهذيب نفس و تصفيهء اخلاق ، كه فى الحقيقه خروج از تحت سلطهء ابليس و حكومت شيطان است ، از بزرگترين مهمّات و أوجب واجبات عقليّه است . و اين مطلب در محل خود به ثبوت پيوسته كه نَشَئاتِ ثلاثهء نفس - يعنى ، نشئهء مُلك و دنيا كه محطِّ عبادات قالبيّه است ، و نشئهء ملكوت و برزخ كه محلّ عبادات قلبيّه و تهذيبات باطنيّه است ، و نشئهء جبروت و آخرت كه مظهر عبادات روحيه و تجريد و تفريد و توحيد است - تجليّات يك حقيقت قدسيّه و مراتب يك بارقه الهيّه است .