السيد الخميني
66
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
و مقبَّحات و نقايص خود بازمىدارد . و اين حجاب ارث ابليس است ، و در هر كس قوّت گيرد منسلك در ذريهء ابليس خواهد شد ، گر چه به صورت و ولادت مُلكيه ، وليده و ذريّه آدم باشد ؛ زيرا كه ميزان در عالم انسانيّت و ملكوت ، كه شيئيّت اشياء به آن است ، ولادت ملكوتيّه است ؛ چنانچه زادهء ملكوتى ، عيسى مسيح ، فرموده است : « لَنْ يَلِجَ مَلَكُوتَ السَّماءِ مَنْ لَمْ يُوْلَدْ مَرَّتَيْنِ » . « 1 » و اين ولادت ثانويه كه مبدأ ولوج ملكوت اعلى است - كه به ملكوتِ سماء از آن تعبير شده - متوقف بر آن است كه از اين حجب كه ارث ابليس است ، خارج و به حقايق اسماء كه ارث آدم - عليه السلام - است ، متحقق شود . و تحقق به حقايق جنود عقليه از مقدمات تحقق به حقايق اسماء است . قوله : « خَلَقْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ قَوَّيْتَهُ وَ أنَا ضِدُّهُ وَ لا قُوَّةَ لِي بِهِ ، فَأعْطِني مِنَ الْجُنْدِ مِثْلَ ما أعْطَيْتَهُ » . اهل تحقيق گويند : اين مذاكره جهل و خواستن جنود براى معارضه عقل ، لسان استعداد است نه لسان مقال . « 2 » و اين مناسب نيست با آنچه قبل از اين ذكر كرديم « 3 » كه جعل عقل و جنود آن و جهل و جنود آن به تَخَلُّل جعل مستقل نيست ؛ يعنى اين طور نيست كه اوّل عقل را ، مجرّد از اين جنود ، جَعْل كنند پس از آن ، جنود را در آن جعل كنند و همين طور جهل را ؛ بلكه جعل عقل ، جعل جميع شئون ذاتيه او است ؛ چنانچه
--> ( 1 ) - كسى كه دو بار به دنيا نيامده باشد ، در ملكوت آسمان سير نمىكند . ( شرح اصول الكافي ، صدر المتألّهين شيرازى ، ج 1 ، ص 361 و 417 ) . ( 2 ) - شرح اصول الكافي ، ج 1 ، ص 411 . ( 3 ) - رجوع كنيد به ص 59 .