السيد الخميني
58
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
توحيد و تفريد است كه غايت القصواى سير انسانى و مُنتَهَى النهايهء سلوك عرفانى است . پس هدايت به ملكوت اعلى و از آن جا به باطن اسماء و از آن جا به حضرت هويّت ، بىمرآت كثرت حاصل نشود الّا به شناختن جنود عقل و جهل . « قالَ سَماعَةُ : فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِداكَ لا نَعْرِفُ إلّا ما عَرَّفْتَنا » سماعه گفت : فدايت شويم ، ما نشناسيم مگر آنچه تو به ما معرّفى فرمايى . بدان كه معرفت عقل و جهل و جنود آنها ، از مختصات علوم غيبيّه الهيّه و معارف حقّيه باطنيّه است كه معرفت آنها به جميع شئون و تمام مدارج و مراتب و همه اسرار و حقايق ، ميسور و ميسّر نشود ، مگر از براى اصحاب ولايت و ايقان و اوحدىّ از ارباب معارف و ايمان ، كه به نور معرفت و قدم سلوك از جِلباب بشريّت خارج و حجب عوالم مُلْك و ملكوت را خرق نموده ، به مبادى وجود و مصادر غيب و شهود رسيده ، و به مشاهده حضوريّه ، عوالم غيب را دريافته باشند ؛ و اين جز براى كُمَّل رخ ندهد . و بايد دانست كه نسبت ما بين مشاهدهء حضوريّه ، كه حقيقة العرفان است ، با علوم كليّهء الهيّه - كه شعبهاى از آن حكمت الهيه و شعبهاى از آن علم العرفان است - چون نسبتِ ما بين خيال و رؤيت و وهم و رؤيا است . و چنانچه رؤيت بصرى در بيدارى و رؤياى در عالم خواب ، مشاهده با عين ظاهر و باطن است به طريق جزئيّت و شخصيّت ، به خلاف وهم و خيال ، كه رؤيتِ نقشه و دورنماىِ شىء است ، همين طور مشاهدات حضوريّه - كه حقايق و سراير عرفان است - مشاهدهء به طور جزئيّت و شخصيّت است از آن امورى كه عقل با قدم برهان به طريق كلى دريافته ، و به عبارت ديگر ، مشاهده ، رؤيت به عين عقل است از