السيد الخميني
50
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
سجدهء چهار هزار ساله كند ، همان سجده او را از ساحت قرب دور و از وصال محبوب مهجور نمايد ؛ زيرا كه عبادت او عبادت هوى و از روى خودخواهى است و از اين جهت ، نتيجهء آن همه عبادات ابليس خودبينى و عُجب شد ، و آخر الأمر ، در مقابل امر حق ، « خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ » « 1 » گفت و از خودخواهى و خودبينى و خودفروشىِ خود ، مطرود بارگاه قدس و مقام انس شد . پس اقبال او ، كه آن سجده و نماز بود ، فى الحقيقه ادبار بود ، پس امر اقبال را به هيچ وجه اطاعت ننمود : « ثُمَّ قالَ لَهُ : أقْبِلْ فَما أقْبَلَ » . لطيفةٌ عرفانيةٌ و حقيقةٌ إيمانيةٌ بدان كه آدمِ اوّل و ابليس اعظم حقيقت عقل و جهل مىباشند و از براى هر يك ، ذرّيه و مظاهرى است در عالم دنيا ، كه تشخيص آنها و تميّز بين آن دو طايفه را هم در اين عالم مىتوان داد از موازين قرآنيّه ، كه ميزان اكبر است و از موازين حديثيه ، كه موازين صغرى هستند . و آن بدين نَحو است كه انسان خود را عرضه به قرآن شريف كند ، در خصوصِ قصهء آدم و ابليس ، و آيات شريفه كه درباره آدم - عليه السلام - وارد شده از به دو خلقت او تا منتهاىِ سلوكش - كه در قرآن شريف مذكور است - با خود تطبيق كند و همين طور آياتى كه درباره ابليس وارد شده ، از موقعى كه در عالم سماوات بوده تا وقتى كه مطرود شده ، با خود تطبيق نمايد « 2 » تا معلوم شود كه از كدام حزب است . و نتيجهء بزرگ اين تطبيق - كه يكى از آداب قرائت است ، و ما در رسالهء
--> ( 1 ) - اعراف / 12 ؛ ص / 76 . ( 2 ) - نگاه كنيد به : سورهء بقره ، 38 - 30 ؛ سورهء اعراف ، 27 - 11 و سوره ص ، 85 - 71 .