السيد الخميني

39

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

مقالهء چهارم در بيان شمه‌اى از حقيقت اقبال و ادبار عقل و جهل كلّى و جزئى اما حقيقت ادبار عقل كلّى كه در حديث ديگر به اقبال تعبير شده « 1 » عبارت است از : ظهور نور آن از ماوراى حجابهاى غيبى در مرائى تعيّنات خلقيّه به ترتيب نزولىِ مرتبه بعد مرتبه تا نزول به حضرت شهادت مطلقه ، كه طبيعة الكل مرآت آن است ، و در كلمات شريفه معلم اوّل « ارسطاطاليس » « 2 » است كه :

--> ( 1 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 8 ، كتاب العقل و الجهل ، ح 1 و همان جلد ، ص 20 ، ح 26 ، كه در آن حديث آمده است : « قالَ لَهُ : أقْبِلْ فَأقْبَلَ ، ثُمَّ قالَ لَهُ : أدْبِرْ فَأدْبَرَ » . ( 2 ) - ارسطو كه از او به ارسطاطاليس نيز ياد مىشود ، از مشهورترين فلاسفهء يونان است . وى در سال 384 قبل از ميلاد در مقدونيه به دنيا آمده و در سال 322 قبل از ميلاد از دنيا رفته است . پدرش نيفوماخس فيثاغورى ، و استادش افلاطون بود كه وى به مُدّت 20 سال از محضر اين فيلسوف عظيم الشأن ، كسب علم نمود . ارسطو استاد اسكندر مقدونى بود و 12 سال به تعليم وى اشتغال داشت . او را تأليفات فراوانى است كه مشتمل بر همه علوم آن عصر است ، وى با آثار و افكار علمى خود ، قرنها انديشهء انديشمندان را به آنها مشغول داشت ، و بسيارى از متفكّران اسلامى نيز از افكار وى بهره‌ها بردند و به ترجمهء آثار او به زبان عربى پرداختند . برخى از آثار او عبارتند از : 1 - ما بعد الطبيعة ، 2 - اخلاق ، 3 - منطق . ( معجم المطبوعات العربيّة ، ج 1 ، ص 424 ) .