السيد الخميني
34
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
حديث شريف از اوصاف بحر - كه گفتيم اشاره به نفس كلّ است - قرار داده ، براى آن است كه صفات نقص در رقايق ، اتمّ و اظهر است تا در حقايق ، عكسِ صفات كماليه . از اين جهت ، شهوت در نفوس كليّه ، همان عشق به كمال و غضب تنفّر از نقص است و حقايق حقايق و سرّ سرّ آنها در حضرت أسماء ، به رحمت و انتقام يا صفات جمال و جلال تعبير شود ؛ و در اين مقام اسرارى است كه از بيان آن خوددارى خواهيم كرد . توجيه ديگر در معنى اجاج و شايد « اجاج » - كه به معنى شور و تلخ است - اشاره به دو مرتبه از تنزّل حقايق نفسيّه باشد كه يكى ملازم با ماهيّت و يكى ملازم با تعلّق است و در عالم عقلى ، تعلق به اجسام اصلًا نيست و ماهيّت در آنها محكوم و مقهور در تحت سطوع نور حق است و نقص امكانى در آن عوالم منجبر به كمال وجوبى است . و از اين جهت شايد ، عالم آنها را جبروت گويند . و بعض اعاظم فلاسفه از شرّاح حديث ، بحر اجاج را عبارت از مادّة المواد و هيولاى اولى دانسته كه مبدأ قابلى جهل است « 1 » و آن با احتمال آن كه مراد از جهل « وَهم الكُلّ » باشد در مقابل « عقل الكلّ » - كه خود آن معظّم له نيز ، اشاره به آن نموده و حديث شريف را تطبيق با آن نموده - نمىسازد . بلى ، اگر جهل را به اوهام جزئيه ، كه مظاهر « وهم الكلّ » است تطبيق كنيم ، مراد از بحرِ اجاج ممكن است هيولاى اولى باشد و ممكن است مطلق عالم اجسام يا هيولاى ثانيه باشد ، و اجاجيّت آن عبارت از نقص و امكان آن باشد .
--> ( 1 ) - شرح اصول الكافي ، ج 1 ، ص 406 ؛ الوافى ، فيض كاشانى ، ج 1 ، ص 62 .