السيد الخميني

13

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )

فساد و تهذيب باطن كمكى نمىكند ، بلكه كثرت ابحاث اختراعيّه و زيادى شعب علميّه و غير علميّه آن و نقلهاى بىفايدهء راست و دروغ آن « 1 » انسان را از مقصد اصلى بازمىدارد و از تهذيب و تطهير اخلاق عقب مىاندازد . بالجمله ، به نظر قاصر ، اخلاق علمى و تاريخى و همين طور تفسير ادبى و علمى و شرح احاديث بدين منوال از مقصد و مقصود دور افتادن و تبعيدِ قريب نمودن است . نويسنده را عقيده آن است كه مهم در علم اخلاق و شرح احاديث مربوطهء به آن يا تفسير آيات شريفه راجعهء به آن ، آن است كه نويسندهء آن با ابشار و تنذير و موعظت و نصيحت و تذكّر دادن و يادآورى كردن ، هر يك از مقاصد خود را در نفوس جايگزين كند . و به عبارت ديگر ، كتاب اخلاق ، موعظهء كتبيّه بايد باشد و خود معالجه كند دردها و عِيبها را ، نه آن كه راه علاج نشان دهد . ريشه‌هاى اخلاق را فهماندن و راه علاج نشان دادن ، يك نفر را به مقصد نزديك نكند و يك قلب ظلمانى را نور ندهد و يك خُلق فاسد را اصلاح ننمايد . كتاب اخلاق آن است كه به مطالعهء آن ، نفس قاسى نرم ، و غير مهذّب مهذّب ، و ظلمانى نورانى شود ؛ و آن ، به آن است كه عالِم در ضمن راهنمايى ، راهبر و در ضمن ارائهء علاج ، معالِج باشد و كتاب ، خود ، دواىِ درد باشد نه نسخهء دوانما . طبيب روحانى بايد كلامش حكمِ دوا داشته باشد نه حكم نسخه . و اين كُتب مذكوره نسخه هستند نه دوا ، بلكه اگر جرأت بود مىگفتم : « نسخه بودن بعضى از آنها نيز مشكوك است » ، ولى از اين وادى صرف نظر كردن اولى است .

--> ( 1 ) - به اين مطلب اشاره كرده‌اند : الف - فيض كاشاني در المحجّة البيضاء ، ج 1 ، ص 2 - 1 . ب - علّامه اميني در الغدير ، ج 11 ، ص 167 - 161 .