السيد الخميني
89
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى )
واضح است كه گرويدن غير از علم و ادراك است . فصل دوّم در توضيح و تتميم اين مطلب است بدان كه ايمان به معارف الهيّه و اصول عقايد حقّه صورت نگيرد مگر به آنكه اولًا : آن حقايق را به قدم تفكر و رياضت عقلى و آيات و بيِّنات و براهين عقليه ادراك كند ، و اين مرحله به منزله مقدّمهء ايمان است ، و پس از آن كه عقل حظّ خود را استيفاء نمود ، به آن قناعت نكند ؛ زيرا كه اين قدر از معارف ، اثرش خيلى كم است و حصول نورانيّت از آن ، كمتر شود . پس از آن ، بايد سالك الى اللَّه اشتغال به رياضات قلبيّه پيدا كند ، و اين حقايق را با هر رياضتى شده به قلب رساند ، تا قلب به آنها بگرود . پس در اين جا ، مراتب ايمان فرق كند ، و شايد معناى حديث شريف كه فرمايد : « علم نورى است كه خداى تعالى در دل هر كس كه خواهد افكند » « 1 » همين باشد ؛ زيرا كه علم باللَّه تا در حد عقل است ، نور است ، و پس از رياضات قلبى ، خداى تعالى آن را در قلوب مناسبه افكند ، و دل به آن بگرود . مثلًا ، حقيقت توحيد ، كه اصلِ اصول معارف است ، و اكثر فروع ايمانيه و معارف الهيه و اوصاف كاملهء روحيّه و صفات نورانيّهء قلبيّه از آن منشعب شود ، تا در ادراك عقلى است ، هيچ يك از اين فروع بر آن مترتب نشود ، و انسان را به هيچ يك از آن حقايق نرساند . مثلا ، توكّل به خداى تعالى يكى از فروع توحيد و ايمان است . ما غالباً يا به
--> ( 1 ) - « الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّهُ في قَلْبِ مَنْ يَشاءُ » . ( موسوعة اطراف الحديث النَّبوي الشَّريف ، ج 5 ، ص 518 ) .