السيد الخميني
51
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
الذُّنُوبِ زادَ ذلِكَ السَّواد حَتّى يُغَطِّىَ البَياضَ ؛ فَإذا غُطِّىَ الْبَياضُ لَمْ يَرْجِعْ صاحِبُهُ إلى خَيْرٍ أبَداً ، وَهُوَ قَوْلُ اللَّه ، عَزَّ وَجَلَّ : كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ « 1 » . وَ قالَ الشَّيْخُ الشَّهيدُ الثانى قُدّسَ سِرُّه : وَ قَدْ وَرَدَ فِى الْحَديثِ : « إنَّ اللَّه لا يَنْظُرُ إلى صُوَرِكُمْ وَلكِنْ يَنْظُرُ إلى قُلُوبِكُمْ » « 2 » . بالجمله ، تطهير قلوب از قذارات معنويه و كثافات خُلقيه از مهمّات است ؛ كه انسان بايد با هر عِدّه و عُدّهاى شده ، و به هر رياضت و مجاهدهاى است ، به آن قيام كند و خود را از ننگ و عار آن خلاص كند ؛ كه اگر در محضر ربوبيت بدون آن طهور معنوى بايستد ، جز صورت و قشر نماز و تعب و زحمت آن ، چيز ديگر عايدش نشود ؛ قال تعالى : إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ « 3 » . تقوا از شرايط قبول نماز است مطلقاً ؛ و تقواى باطن ، كه تطهير آن از ذمائم اخلاق است از قبيل كبر و حسد و غفلت و كسل و امثال آن ، از شرايط قبول است در نظر اهل معرفت ، و از شرايط صحّت صلات اهل باطن است ؛ و
--> ( 1 ) - از ابوجعفر الباقر عليه السلام روايت شده كه فرمود : « هيچ بندهاى نيست مگر آنكه در قلب او نقطهاى سفيد هست . چون گناهى مرتكب شود در آن نقطه نقطهاى سياه برآيد ؛ اگر توبه كرد ، آن سياهى زدوده شود ؛ و اگر به ارتكاب گناهان مداومت ورزد آن سياهى گسترش مىيابد تا آن سفيدى را فرا بگيرد ؛ و چون سفيدى را پوشاند ، صاحب آن قلب هرگز به سوى خيرى باز نمىگردد . و اين سخن خداى عزّ وجلّ است كه فرمود : " . . . نه چنين است بل آنچه كردهاند بر قلبهايشان زنگار زده " » . ( الكافي ، ج 2 ، ص 273 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الذنوب » ، حديث 20 ) ( 2 ) - و شيخ شهيد ثانى گفته : در حديث آمده است : « خداوند به صورتهايتان ( ظواهرتان ) نمىنگرد بلكه به دلهايتان نظر مىكند » . ( المصنّفات الأربعة ، التنبيهات العليّة ، ص 26 ) ( 3 ) - « خداوند فقط از پرهيزكاران مىپذيرد » . ( المائدة ( 5 ) : 27 )