السيد الخميني
49
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
طهارتى شرط است خاصّ به آن ، كه بدون آن طهارت ، ممكن نيست توصّل به آن صلات ؛ چنانچه در آيهء شريفهء لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ « 1 » فرمايند « 2 » : مسّ نمىكند ظاهر آن را مگر اهل طهارت ظاهريه ، و باطن آن را مگر اهل طهارت باطنيه ، و سرّ آن را مگر اهل طهارت سرّيه . پس به نماز اهل باطن نرسد كسى ، مگر آنكه از چشمهء حيات قلبى دست و روى خود را شستوشو دهد ، و به فضل آن از سر تا قدم ، و از اوّل محل ادراك تا منتهاى آلت تحريك را مس كند ، و يكسره پاك و مطهّر خود را مهيّاى كوى دوست كند ؛ و ما پس از اين به طور اجمال بيان صلات اولياء و اهل معرفت را مىكنيم ، ان شاء اللَّه . و اكنون عنان قلم را منصرف مىكنيم به ذكر نكتهاى كه براى خاصّه دانستن آن ضرور است ؛ و آن ، آن است كه خداى تبارك و تعالى كه طهور ظاهر و تنظيف قشر و طهارت لباس و بدن را كه متعلّق به ادب اهل دنيا و ظاهر است ، اهمال نفرموده و نظافت را از ايمان قرار داده « 3 » و آداب ظاهره را - چه راجع به معاشرات و معاملات و چه راجع به آداب ظاهرهء بدن كه قشر انسان است و در حقيقت انسانيت هيچ مدخليت ندارد ، و چه راجع به ملابسات بدن كه هيچ مربوط به انسانيت نيست ، از قبيل لباس و مكان و آب و امثال آن - اهمال نفرموده و طهارت هر يك را يا شرط تحقّق يا كمال نماز قرار داده ، ممكن نيست به طهارت قلب و تنظيف باطن و تنزيه آن از قذارات معنويه ، كه فساد آنها با
--> ( 1 ) - « جز پاكان آن را مسّ نمىكنند » . ( الواقعه ( 56 ) : 79 ) ( 2 ) - ر . ك : تفسير القرآن الكريم ، صدر المتألهين ، ج 7 ، ص 107 . ( 3 ) - « اشاره است به روايت مشهور ، " النظافة من الإيمان " » . ( ر . ك : بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 291 )