السيد الخميني
31
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
و پس از تجلّيات اسمائيه ، نمونهء تجلّيات ذاتيه كه آخر مرتبهء حضور قلب در معبود است ، حاصل شود . و از براى آن نيز مراتبى است ؛ و ما چون از اكثر مراتب حضور قلب محجوبيم ، از اين جهت به ذكر اجمالى اكتفا كرديم . و بهتر آن است كه به مراتب اوّليهء حضور قلب بپردازيم و از تذكر آن شايد نتيجهء مطلوبه بگيريم . فصل پنجم در كيفيت حصول حضور قلب پس از آنكه مراتب حضور قلب معلوم شد ، بهتر و مهمتر آن است كه انسان در صدد معالجهء نفس برآيد ، و همّت بگمارد كه اگر دستش از همهء مراتب آن كوتاه است لااقل بعض مراتب آن را كه با كمتر از آن ، عبادات از درجهء اعتبار ساقط و مورد قبول درگاه مقدّس نيست ، تحصيل كند . [ منشأ حضور قلب و عدم حضور آن در عبات ] بايد دانست كه منشأ حضور قلب در عملى از اعمال ، و علّت و سبب اقبال و توجّه نفس به آن ، آن است كه قلب آن عمل را با عظمت تلقّى كند و از مهمّات شمارد ؛ و اين با آنكه واضح است ، به ذكر يك مثال واضحتر شود : شما را اگر سلطان با عظمتى در محفل انس خود يا مجلس سلام خويش بار دهد و مورد توجّه و تلطّف در پيش همگنان قرار دهد ، چون اين مقام در قلب شما مهمّ است و قلب آن را با عظمت و اهمّيت تلقّى كرده ، لهذا قلب شما يكسره در آن محضر حاضر مىشود ، و با كمال رغبت و دلچسبى جميع خصوصيات مجلس و مخاطبات و حركات و سكنات سلطان را ضبط مىكنيد ، و دل شما در همهء احوالْ حاضر محضر است ، و لحظهاى از آن غفلت نمىكند ؛ و به خلاف آن ، اگر كسى كه مورد اهمّيت آن نيست و قلبْ او را ناچيز مىشمارد با شما طرف