السيد الخميني
28
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
گرديده و خرق آن را نمايند ؛ و در تكبير آخر ، كشف سُبُحات جلال و جمال بر آنها گرديده به مناسبت قلوب آنها ، و با استعاذهء از شيطان قاطعِ طريق و جلوهء اسم اللَّه الجامع ، وارد محامد گردند ؛ چنانچه اشارهاى به آن در محل خود بيايد « 1 » ، ان شاء اللَّه . [ مقام حضور قلب در معبود و مراتب سهگانه اين مقام ] و سالكى كه بدين مقام رسد ، وارد در مقام ديگر از مقامات حضور قلب شود كه آن ، حضور قلب در معبود است ؛ و از براى آن نيز مراتب بسيار است كه اجمال آن به طريق كلّى به سه مقام مىرسد : يكى حضور قلب در جلوهء فعلى معبود است ؛ و آن عبارت از آن است كه انسان با قدم فكر و برهان ، علم حاصل كند كه از منتهى النهايهء حقايق مجرّدهء عقليه تا اخيرهء تنزّلات حقيقت وجود ، تعيّنات وجود منبسط - كه فيض اشراقى و تجلّى فعلى حقّ است - مىباشد . و اين تجلّى فعلى ، مقامِ علمِ فعلىِ حقّ است كه نفس حضور در محضر ربوبيت است ، به مذهب عظماى فلاسفه ؛ و شيخ جليل اشراقى و فيلسوف عظيمالشأن طوسى - قدس سره - علم تفصيلى حق به موجودات را ، عبارت از همين تجلى فعلى دانستهاند « 2 » ؛ گرچه انحصار علم تفصيلى به اين مقامْ خلاف تحقيق است ؛ لكن اصل مطلب كه علم فعلى حق به موجودات تفصيلًا ، عبارت از فيض مقدّس است ، صحيح و مطابق با برهان و عيان است . و اگر كسى چنين علمى برهاناً پيدا كرد ، اوّل مرتبهء حضور قلب در معبود براى
--> ( 1 ) - ر . ك : صفحه 114 . ( 2 ) - ر . ك : مجموعهء مصنّفات شيخ اشراق ، ج 1 ، ص 72 و 483 ، و ج 2 ، ص 150 - 153 ؛ الإشارات و التنبيهات ، شرح المحقّق الطوسي ، ج 3 ، ص 306 - 307 ؛ كشف المراد ، ص 286 .