السيد الخميني

16

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

عاشقانهء او و عدوّ كامل العداوة و حركات مبغضانهء او است ؛ زيرا كه حركات و رفتار هيچ‌يك از روى رويّه و تفكر در مقدّمات نيست . عاشق نبايد در شيوهء عشق‌بازى مقدّمات ترتيب دهد و نتيجه بگيرد ؛ بلكه خود حقيقت عشق آتشى است كه از قلب عاشق طلوع مىكند و جذوهء آن به سرّ و علن و باطن و ظاهرش سرايت مىكند ؛ و همان تجلّيات حبّى در سرّ قلب به صورت عشق‌بازى در ظاهر درمىآيد : از كوزه برون همان تراود كه در اوست « 1 » . همين طور مجذوب مقام احديّت و عاشق جمال صمديّت ، تجلّيات باطنيّهء محبوب و تجلّيات حُبّيهء حبيب ، كه در ملك ظاهرش بروز كند و در مملكت شهادتش صورت يابد ، همين نقشهء نماز را تشكيل دهد . و اگر غير از اين اوضاع و احوال ، كه براى حضرت مجذوب حقيقى و و اصل واقعى ، جناب رسول ختمى صلّى اللَّه عليه و آله ، در اين مكاشفهء روحانيه و معاشقهء حبيبانه دست داد ، حال ديگرى دست دهد يا وضع ديگرى حاصل آيد ، از تصرّفات شيطان است و سالك را در سلوك از انانيّت و خودى و خوديّت بقايايى مانده و بايد به علاج خود كوشد و طريق ضلالت را رها كند . پس ، آن نمازى را كه بعضى به عرفا نسبت دهند ، كه نماز سكوتش گويند ، و به ترتيب خاصّى « الف » اللَّه را متمثّل در پيش رو كنند و پس از آن « لا » را و پس از آن « ه » را و پس از آن مجموع را به ترتيب خاصّى ، كه به عددِ حضرات خمس شود - بر فرض صحّت نسبت - از جهل آن كسى است كه اين معجون بىمعنا را درست كرده است . بالجمله ، كشفى اتمّ از كشف نبىّ ختمى صلّى اللَّه عليه و آله ، و سلوكى اصحّ

--> ( 1 ) - « گر دايرهء كوزه ز گوهر سازند / از كوزه همان برون تراود كه در اوست » . ( ديوان اشعار باباافضل كاشانى ؛ امثال و حكم ، دهخدا ، ج 1 ، ص 142 )