السيد الخميني

8

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

نرسيده و از حجاب انانيّت خارج نشده ، انكار كند و معارج و مدارج اهل معرفت و اولياء را ناچيز شمارد . و اين خود ، يكى از بزرگ‌ترين عوائق سير إلى اللَّه و بالاترين موانع ترقّيات روحيّه و مقامات روحانيه است كه نفس امّاره بواسطهء حبّ به خود و زخارف دنيا در حجاب ظلمانى باقى مانده و وساوس شيطانيه نيز به او كمك كرده تا اخلاد به ارض پيدا كند . حتى گاهى كار به آنجا انجامد كه صلاة و صيام اولياى كُمَّل را مثل نماز خود پندارد . يا اگر امتيازى قائل شود فقط در آداب ظاهريه ، از قبيل قرائت و طول ركوع و سجود و غير آن كه صورت نماز است ، نماز آنها را ممتاز داند . و اگر قدرى از اين مقدار نيز تجاوز كند ، غايت امتياز را به اقبال قلب در وقت نماز و تفكّر در معانى و مفاهيم عرفيهء آن داند ؛ بدون آن‌كه از حضور قلب و مراتب آن و اسرار آن و كيفيت تحصيل آن خبرى داشته باشد ؛ يا آن‌كه در صدد باشد كه لااقلّ حضور قلب را به همان اندازه كه خودش تراشيده تحصيل كند و موانع آن را بر طرف و مقتضيات آن را تحصيل كند . با آن‌كه نماز اولياء - عليهم السلام - به اوهام ما درست نيايد ، اوّل مرتبهء عبادت آنها ، كه مقام شايع معمولى آنها است ، عبادت احرار است . و از براى آنها مقامات و مدارج ديگرى است در اين سير معنوى الى اللَّه ، كه ما به بعض از آنها پس از اين اشاره مىكنيم . بالجمله ، از براى نماز مقامات و مراتبى است كه در هر مرتبه‌اى كه مصلّى است نمازش با مرتبهء ديگر بسيار فرق دارد ؛ چنانچه مقامش با مقامات ديگر خيلى فرق دارد . پس مادامى كه انسان صورت انسان و انسان صورى است ، نماز او نيز نماز صورى و صورت نماز است ، و فائدهء آن نماز فقط صحّت و اجزاء صورى فقهى است در صورتى كه قيام به جميع اجزاء و شرايط صحّت آن كند ؛