السيد الخميني
مقدمه 35
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
صاحب الفتوحات المكية را - كه بعد از وى هر چه در زمينهء معارف و اسرار ، به تازى و فارسى يا نظم و نثر ، تصنيف يا تأليف شده است نسبت به نوشتار شيخ اكبر « چو شبنمى است كه در بحر مىكشد رقمى » « 1 » - دربارهء سرّ « سلامِ » پايانى لطيفهاى است به ياد ماندنى ، كه آن را مرحوم قاضى سعيد قمى به عنوان « قال بعض أهل المعرفة » « 2 » ، بدون تعيين نام آن قائل ، نقل نمود . اصل كلام محى الدين در فتوحات چنين است : « سلام نمازگزار درست نيست مگر آن كه در حال نماز از ماسوى اللَّه غايب شده و با خداوند مناجات كند . هنگامى كه از نماز منتقل مىشود و موجودهاى خلقى را مشاهده مىنمايد ، چون غايب از آنها بود و تازه در جمع آنها حاضر مىشود لذا بر آنان سلام مىكند . و اگر نمازگزار همواره با موجودهاى خلقى بوده و حواس او متوجه مردم بود ، چگونه بر آنها سلام مىنمايد ؛ زيرا كسى كه در جمع ديگران هماره حاضر است ، به آنها سلام نمىكند . و اين نمازگزار بايد شرمنده شود ، چون با سلام خود رياكارانه به مردم نشان مىدهد كه من در نزد خدا بودم و تازه به جمع شما پيوستم . . . و سلام عارف براى انتقال از حالى به حال ديگر است : يك سلام بر منقول عنه ، و يك سلام بر منقول اليه . . . » « 3 » . و از روايت عبداللَّه بن فضل هاشمى از حضرت امام صادق عليه السلام استفاده مىشود كه سلام نشانهء ايمنى است ، هم از طرف سلام كننده و هم از طرف جواب دهنده . و همين نشانه در پايان نماز به منظور تحليل كلام آدمى ، كه با
--> ( 1 ) - ديوان حافظ ، ص 633 ، غزل 566 . ( 2 ) - أسرار العبادات وحقيقة الصلاة ، ص 119 . ( 3 ) - الفتوحات المكّية ، ج 1 ، ص 432 ، باب 69 .