السيد الخميني

153

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

و در اين حديث شريف اشارهء خفيّه به سرّ سلام ، و اشارهء جليّه به ادب آن و تحقّق به حقيقت آن فرمايد : اما سرّ آن - چنانچه اشاره به آن شد - درخواست سلامت و امان است در رجوع از سفر ؛ كه امان در نزد اولياء ، عبارت است از عدم احتجاب از جمال محبوب به حجب كثرات كه اين خود اعلى مرتبهء عذاب محبّين است ؛ چنانچه سيّد اولياء عرض كند : « إلهي ، وَهَبْني صَبَرْتُ علَى عَذابِكَ ، فَكَيْفَ أصْبِرُ عَلى فِراقِك » « 1 » . و براى عاشق جمال حق عذابى اليم‌تر از سوز فراق نيست . پس ، سلام نماز اولياء امان از بلاى حجب ظلمانيهء دنيا و حجب نورانيهء آخرت ، كه هر يك عين عذاب اليم است ، مىباشد . و اما اشاره به تحقق به حقيقت آن ، آنجا است كه فرمايد كه « سلام اسمى از اسماء اللَّه است و وديعه پيش خلق است » . و اين بيانِ ظهور اسماء است در مظاهر خلقيه . و تحقق به حقيقت اسماء ، عبارت است از خروج از ظلمات انانيّت و شهود حظّ ربوبيت در مرآت ذات خويش . انسان تا در حجاب كثرت و تصرّف شيطان است و قلب او مغصوب در دست عدوّ اللَّه است ، حظّ ربوبيت و مقام اسميّت را در خود و در موجودات مشاهده نمىكند ؛ و آنگاه كه حجاب برداشته شد ، خود را به مظهريت اسماء مشاهده مىكند . و از آن جمله ، در رجوع از اين سفر روحانى با سلامتِ قلب و امانِ خاطر مراجعت مىكند و نظر او نسبت به موجودات نظر صفا و سلم شود و حقيقت اسم « سلام » را در جميع موجودات سارى بيند و با همهء آنها با تحقق به حقيقت آن معاشرت كند و عالم

--> ( 1 ) - « الها ، گيرم كه بر عذاب تو صبر كردم ، چگونه بر جدايى از تو شكيبايى كنم ؟ » « دعاىكميل » . ( مصباح المتهجّد ، ص 586 )