السيد الخميني

150

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

كه باب عبادات باب ثناى مقام ربوبيت است ، هر يك به اسمى يا اسمائى . و اما آداب آن ، بلكه ادب جميع عبادات ، عمده اش آن است كه در اين كلام شريف اشاره به آن شده كه مواظبت حالات قلبيه و سَرَيانِ عبوديت در سرّ باشد تا آن‌كه ادعاى بىمغز نباشد . و بايد انسان سالك جهد كند كه اذكار و دعاوى لسانى را به قلب رساند و قلب را متذكّر و عابد كند كه اگر آن قيام به عبوديت كرد ، جميع قواى مملكت و جنود ظاهره و باطنه قيام به عبوديت كنند . پس در اول امر ، قلب متذكّر به ذكر لسان است ؛ و در آخر امر ، زبان و ساير جوارح ترجمان قلبند . پس از آن ، در ذيل حديث ، دستور تحصيل مقام شكر دهد ؛ و پس از آن ، مقام رضا را تلقين فرمايد ، كه هر يك را بيان طولانى مىباشد كه اين مقام گنجايش آن را ندارد . و از آداب مهمّهء تشهّد و سلام ، كه خاتمهء صلات است ، معرفت حرمت رسول اكرم ختمى صلّى اللَّه عليه و آله است ؛ كه بندهء سالك بايد به قلب بفهماند كه اگر كشف تامّ آن سرور نبود ، كسى را راه به عبوديّت حق و وصول به مقام قرب و معراج معرفت نبود ؛ پس ، آنچنان كه در اول نماز رفيق و مصاحب راهِ معرفت و معراجِ حقيقتْ آن سرور و معصومين از ائمهء طاهرين بودند ، منتهاى سفر نيز بايد تذكّر داشت كه آنها اولياى نعم و وسائل وصول اهل معرفت و وسايط نزول بركات و تجلّيات حضرت ربوبيت جلّت عظمته هستند : لولاهم ما عبد الرحمان و ما عرف الرحمان « 1 » .

--> ( 1 ) - « اگر ايشان نبودند ، خداوند رحمان پرستش نمىشد و خداوند رحمان شناخته نمىشد » .