السيد الخميني

133

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

است ؛ چون كه مقام فناى عبوديت در الوهيت ، كه حقيقت ربوبيت و جوهرهء عبوديت است ، به سلوك حاصل شود ؛ ولى اصطفاى حق و اكتساء به كسوهء اصفياء ، كه مقام تخلّع به خلعت نبوت است ، از تحت سلوك عبوديت خارج و در تحت اصطفاى ربوبيت داخل است . چنانچه « اوّليت ركوع » و « ثانويت سجود » و ارتباط « صلاحيت دخول در منزل سجود » به « دخول در منزل ركوع » و استيفاى حق آن نيز ، تأكيد آنچه ذكر شد مىكند . چنانچه « ادب قرب » مطلق ، كه در منزل سجود حاصل مىشود ، به تحقّق به حقيقت اسماء و صفات و فناى در آن حضرت است . و امّا قول آن حضرت : « فَارْكَعْ » تا آخر ، دستور ادب ركوع است براى متوسّطين از اهل سلوك . و آن به حسب اين حديث چند امر است : يكى آن‌كه ، سالك در جميعِ منزلِ ركوع قلبش خائف و خاشع و در تحت سلطان كبريا و عظمت به جميع اجزاء و اعضاء باطنه و ظاهره خفض جناح كند و از حرمان مقام راكعين و محروميّت اين منزل شريف بيمناك باشد و خود را به هر حال يافت قاصر و مقصّر شمارد ، چنانچه از ربيع بن خُثيم نقل فرموده ، شايد عنايت ازلى و رحمت شاملهء حضرت حق - جلّ و علا - شامل حالش شود و تدارك نقايص را فرموده به شمّه‌اى از ركوع اهل معرفت و اصحاب قلوب نائل آيد . و ديگر آن‌كه ، پشت خود را در حال ركوع مستوى كند و از اعوجاجِ سلطان نفس تبرّى جويد و قدم بر سر همّت و رؤيت آن نهد و آينهء قلب خود را از زنگار همّت خود و قدم انّيت و انانيت خويشتن بزدايد ، كه تا خود را قائم به امر بيند و با قدم همّت در آن درگاه قدم زند از فائدهء ركوع و مقام راكعين محروم است . و