السيد الخميني
129
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
چنين است ، و در اين مقام حق را تكبير از توصيف ، كه از مقامات شاملهء عبد است و با او تا آخر سلوك هم قدم است ، نمايد ، و با دست خود مقام تدلّى و عبوديت و تقوّم به قيّوميت را ، كه خالى از شائبهء تجلّد و دعوا نيست ، رفع و رفض نمايد ؛ و صفراليد متوجه منزل ركوع شود . و در فناى منزل « قابَ قَوْسَيْنِ » نور عظمت عرش حضرت وحدانيت و واحديت به قلبش تجلّى كند و حق را تنزيه و تسبيح كند و خود را از لياقت تكبير اسقاط كند . پس با قلب وَجلِ و حال خجل از قصور در اداى حق اين منزل ، كه از منازل بزرگ اهل توحيد است ، به تاديهء حقوق آن پردازد كه عمدهء آن ، توصيف حق به عظمت است كه پس از تنزيه در جميع منازل ولايت است ، و پس از آن ، به تحميد ، كه در مقام ذات اشارهء به توحيد صفات است ، پردازد . و لسان عبد در اين مقام ، در تنزيه و تعظيم و تحميد ، لسان حق است ؛ چنانچه در حديث است كه : « لَمّا نَزَلَ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ « 1 » قالَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَآلِهِ : اجْعَلُوها فِي الرُّكُوع » « 2 » . [ ركوع رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم در صلات معراج ] و اشارهاى به بعض آنچه در اين مقام ذكر شد دارد حديث صلات معراج ، پس از آنكه آن جناب مأمور به ركوع شد ، خطاب شد : « فَانْظُرْ إلى عَرْشي ، قالَ رَسُولُ اللَّه : فَنَظَرْتُ إلى عَظَمَةٍ ذَهَبَتْ لَها نَفْسي وغُشِيَ عَلَيَّ فَالْهِمْتُ أنْ قُلْتُ : « سُبْحانَ رَبِّيَ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِه » لِعِظَمِ ما رَأَيْتُ ، فَلَمّا قُلْتُ ذلِكَ ، تَجَلَّى الْغَشْيُ عَنّي حَتّى قُلْتُها سَبْعاً ، الْهِمَ
--> ( 1 ) - الواقعة ( 56 ) : 74 . ( 2 ) - « هنگامى كه آيهء ( فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ) نازل گشت ، رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : " آن را در ركوع قرار دهيد " » . ( علل الشرائع ، ص 333 ، حديث 6 ؛ وسائل الشيعة ، ج 6 ، ص 328 ، « كتاب الصلاة » ، « أبواب الركوع » ، باب 21 ، حديث 1 )