السيد الخميني

مقدمه 17

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

زنده‌دارى است . گرچه اين حصر اضافى است نه حقيقى ، ليكن نكاتى كه از اين حديث شريف ، كه از غرر روايات اهل بيت وحى است ، استفاده مىشود عبارت است از : * وصول به لقاى حق ممكن است نه ممتنع . * وصول به لقاى خدا با حركت و سلوك است نه با سكون و تحجر . * راه وصول طولانى است و مركب راهوار مىطلبد . * چون خدا همه جاست و با همه چيز است ، وصول به لقاى او هجرت از همه جا و ترك همه چيز است . * نماز شب نيرومندتر از نماز روز بوده و جهش آن در اين سير دراز ميسور مىباشد . * « سرّ صلاة » همانا وصول به معبود است ، چنان كه بعضى از بزرگان فرموده‌اند كه « صلاة مشعر به وصل است » « 1 » . * گرچه اخذ رفيق قبل از طى طريق است « الرفيق ، ثمّ الطريق » « 2 » ليكن خود اخذ رفيق سفرى است بىرفيق ، چون مقدمهء سفر راستين است نه سفر اصلى ، و نماز ظاهرى همان سير ابتدايى است براى اخذ رفيق تا سفرهاى بعدى در صحابت آن رفيق آغاز گردد ؛ البته بعد از رسيدن به رفيق ، معلوم مىشود كه حضرت دوست همراه با نمازگزار بوده و او را همواره همراهى مىكند ، ولى نماز گزار « نمىديدش و از دور خدايا مىكرد . » چنان كه در همهء موارد استدلال بر وجود حق اين چنين است ، كه بعد از رسيدن به هستى مطلق ، معلوم مىشود

--> ( 1 ) - أسرار الحكم ، ص 585 . ( 2 ) - المحاسن ، ص 357 ، حديث 61 ؛ الاختصاص ، ص 337 ؛ وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 408 ، « كتاب الحجّ » ، « أبواب آداب السفر » ، باب 30 ، حديث 2 .