السيد الخميني

125

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

مرتبهء غيب اعيان ثابته ، حق‌طلب و حق‌جو هستيم و هركس در هر مطلوبى طلب تو كند و با هر محبوبى عشق تو ورزد : فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها « 1 » ؛ يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 2 » . و چون سالك را اين مشاهده دست دهد و خود را به شَراشرِ اجزاء وجوديهء خود ، از قواى مُلكيّه تا سراير غيبيه ، و جميع سلسلهء وجود را عاشق و طالب حق بيند و اظهار اين تعشّق و محبت را نمايد ، از حق استعانت وصول طلبد و هدايت به صراط مستقيم را - كه صراط ربّ الانسان است إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ « 3 » و آن صراط « منعم عليهم » از انبياء كمل و صدّيقين است كه عبارت از رجوع عين ثابت به مقام اللَّه و فناى در آن است نه فناى در اسماء ديگر كه در حدّ قصور يا تقصير است - طلب كند . چنانچه منسوب به رسول اكرم است كه فرموده : « كانَ أخي مُوسى عَيْنُهُ الْيُمْنى عَمْياءَ وَأخي عيسى عَيْنُهُ الْيُسْرى عَمْياءَ وَأنَا ذُوالْعَيْنَيْن » « 4 » . جناب موسى را كثرت غلبه بر وحدت داشت ، و جناب عيسى را وحدت غالب بر كثرت بود ؛ و رسول ختمى را مقام برزخيت كبرا ، كه حدّ وسط و صراط مستقيم است ، بود . تا اينجا تفسير سوره بنابر آن بود كه عالمين حضرات اعيان باشد . و اگر عالمين حضرات اسماء ذاتيه يا اسماء صفتيه يا اسماء فعليه يا عوالم مجرّده يا عوالم مادّيه يا هر دو يا جميع باشد ، تفسير سوره فرق مىكند .

--> ( 1 ) - « آن فطرت الهى كه مردم را بر آن آفريد » . ( الروم ( 30 ) : 30 ) ( 2 ) - « آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است او را تسبيح مىگويند » . ( الحشر ( 59 ) : 24 ) ( 3 ) - « به درستى كه پروردگار من بر راه راست است » . ( هود ( 11 ) : 56 ) ( 4 ) - « برادرم موسى را چشم راست نابينا بود ، و برادرم عيسى را چشم چپ ، و من داراى دوچشم هستم » . ( بيان السعادة ، ج 4 ، ص 99 و 127 )