السيد الخميني
115
سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )
كند اسم اللَّه نخواهد بود ، و چون خارج شد از اين كثرت و خود را متصرّف نديد و جلوهء فعل حق را در مظاهر خَلقيه مشاهده نمود ، به اول مرتبهء استعاذهء اهل سلوك نائل شده ؛ و اين استعاذهء قيام و قرائت است ، زيرا كه هر دو ، مقام توحيد فعلى است : اما قيام ، چنانچه ذكر شد ، تذكر مقام قيّوميت حق است ؛ و براى اهل ولايت تحقّق به آن است و تدلّى به مقام مشيّت است . و اما قرائت ، پس تذكر اسم اللَّه - كه مقام مشيت مطلقه است - و قصر جميع محامد بهحق و تذكر مقام رحمانيت و رحيميت و مالكيت و اتيان به صيغهء جمع در « نَعْبُدُ » و « نَسْتَعِينُ » و تذكر مقام هدايت به صراط مستقيم غير مايل به افراط و تفريط ، تمام مناسب با توحيد افعال است ؛ چنانچه نزد اهلش واضح است . و چون خارج شد از كثرت صفتى و جميع صفات و اسماء را مضمحل ديد و حكم به فناء كرد ، در مرتبهء ثانيه از استعاذه واقع شود كه آن ، استعاذهء ركوع و ذكر آن است ؛ زيرا كه ركوع و ذكر آن ، اشاره به مقام توحيد صفات است ؛ چنانچه در سرّ آن بيايد ، ان شاء اللَّه . و چون غبار كثرت را از دار تحقّق پاك نمود و حجب نورانيه و ظلمانيه را برچيد و به مقام توحيد ذاتى و فناى كلى نائل شد ، استعاذهء حقيقيّه براى او حاصل آيد ، و اين استعاذه سجود است و ذكر آن ، زيرا كه آن - چنانچه بيايد « 1 » - اشاره به مقام توحيد ذاتى است . و تواند اشاره به مقامات ثلاثه بود آنچه از حضرت رسول - صلّىاللَّه عليه و آله - منقول است كه در سجود گفت : « أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقابِكَ ، وَأَعُوذُ بِرِضاكَ مِنْ
--> ( 1 ) - ر . ك : صفحه 135 .