السيد الخميني

66

سر الصلوة ، معراج السالكين وصلوة العارفين ( موسوعة الإمام الخميني 47 ) ( فارسى )

تو نيز ، اى شفيق عرفانى و رفيق ايمانى ، تأسّى كن به سرحلقهء اهل معرفت و يقين ؛ و دست راست خود را به سوى رحمت حق دراز كن و از آب نازل از ساقِ ايمنِ عرشِ رحمت تلقّى كن ، كه حق تعالى دست خالى فقراء الى اللَّه را رد نمىفرمايد و كشكول گدايى ارباب حاجت را تهى بر نمىگرداند . پس ، از آن آب رحمت بردار و روىِ آلوده به توجّه به دنيا ، بلكه به ماسوا را شست‌وشو ده ، چه كه با اين قذارت و آلودگى ، به عظمت حق نتوان نظر كرد : « فَانَّ الدُّنْيا وَالْآخِرَةَ ضَرَّتان » « 1 » . پس دست‌هاى خود را از مرفقِ رؤيتِ حول و قوّه تا اصابع مباشرت به رؤيت انّيت و انانيت تغسيل كن : « فَلا حَولَ وَلا قُوَّةَ إلّابِاللَّه » « 2 » ؛ چه كه با اين كثافتِ استقلال نفس ، مسّ كتاب حقّ نتوان كرد ، قال تعالى : لا يَمَسُّهُ إِلَّا

--> وجل فرمود : " اى محمد ، دست خود راى پيش ببر تا آبى كه از سائق راست عرش من جارى است به تو برسد " . پس آب فرو ريخت و من دست راست خود راى بدان زدم ، از اين رو آغاز و ضو با دست راست شد . سپس فرمود : " اى محمد ، آن آب راى بگير و با آن روى خود بشوى - و شستن صورت راى به حضرتش تعليم داد - زيرا كه تو مى خواهى در حال پاكى به عظمت من نظر كنى . سپس ذراع راست و ذراع چپت راى بشوى - و نحوة شستن راى به او تعليم داد - كه تو مى خواهى با دو دستت كلام مرا دريافت كنى . و با باقيماندة آب دستانت سرت و دو پايت راى تا قوزك مسح كن " - و نحوة مسح سر و پا راى به دو آموخت - و فرمود : " من مى خواهم سرت راى مسح كنم و بر تو مبارك گردانم . و اما مسح بر دو پايت ( براى اين است كه ) مى خواهم قدمت راى بر جايى بگذارم كه پيش از تو كسى بر آن گام نگذارده و كسى جز تو بر آن گام نخواهد گذاشت " » . حديث ادامه دارد . ( علل الشرائع ، ص 314 ، حديث 1 ؛ بحار الأنوار ، ج 79 ، ص 240 ، حديث 1 ) ( 1 ) - « دنيا و آخرت هووى يكديگرند » . ( عوالي اللآلي ، ج 1 ، ص 277 ، حديث 106 ؛ نهج‌البلاغة ، ص 486 ، حكمت 103 « با اندكى اختلاف » ) ( 2 ) - « هيچ جنبشى و هيچ نيرويى نيست مگر از خدا » .