السيد الخميني

256

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

كه الآن ، اول شب گوش كنيم ، ببينيم مىگويد : « خوب ، كى گفته است كه مردم با هم مخالفند . چه ، معلوم شد يك قضيه‌اى در كار است » . خوب ! مىگويند اينها را . من در عين حالى كه مىگويم شما با هم هستيد ، مىگويم بيشتر باشيد ، مىگويم اين را نگهش داريد . امروز همه با ما مخالفند ، ما خودمان بايد حفظ كنيم وحدتمان را ؛ هر چه آنها خلاف كنند ما وحدتمان بايد قوىتر باشد ؛ هر چه تبليغات آنها زياد بشود ما بايد وحدتمان زيادتر بشود . آنها همه تبليغات را براى اين مىكنند كه اختلاف ايجاد كنند . آنها ايادىشان در همه جا راه افتاده است براى اينكه ، در ايران خلاف ايجاد كنند ، از غير ايران هم از هيچ جا نمىترسند ، براى غير ايران هم از هيچ جا تبليغ نمىكنند . شما ديديد كه در انگلستان چندين ماه - قريب يك سال - اعتصاب بود ، حرفى نبود ، انگلستان است ديگر ، اعتصاب است . اگر چهار نفر آدم در يك جايى فرض كنيد اعتصاب بكند ، آن تا آخر هر روز گفته مىشود كه در ايران اعتصاب است ! چه شده ! چند نفر آن جاست ! اين چند نفر هم نمىگويند ، مىگويند « كارخانه‌ها از كار افتاد » . براى اينكه اينها تمام دلخوشىشان به « روز كارگر » بود ، من مواظب بودم . اينها روز كارگر را خيال مىكردند كه الآن اين كارگرها براى آنها سينه مىزنند . روز كارگر آمد و گذشت و كارگرهاى عزيز ما بيشتر از سابق در صحنه بودند و فرياد هم مىزدند كه ما مىخواهيم خدمت كنيم . مگر براى من خدمت مىكنند كه اگر من بد شدم خدمت نكنند ؟ براى خدا دارند كار مىكنند ، براى كشور خودشان دارند كار مىكنند اين كشورى كه همه چيزش را ديگران مىدادند ، حالا مشغولند ، خودشان دارند اصلاح مىكنند ، دارند كار مىكنند ، همه چيز را دنبالش هستند كه بسازند و مىتوانند . وقتى بنا شد كه همه براى يك مقصد و آن مقصد ، مقصد الهى است ، نه مقصد دنيايى كه چون من حالا به آن نرسيدم پس ول كنم . مقصد الهى است ، خدا هست ، قيامت هست و ما مسئوليم . مقصد الهى است ، يك مقصد الهى را كه با اين چيزها نمىشود به همش زد . فرض كنيد كه چهار نفر هم يك جايى بنشينند با هم يك صحبتى بكنند و بگويند « مردم هم اين طور مىگويند » ، اما اين مسأله اين طور نيست ، خوب است همهء ما بيدار بشويم و خدا همه را بيدار كند .