السيد الخميني

225

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

مقصد نزديك بشويم . اين وظيفه‌اى است از براى بشر كه نزديك بشود به آرمانهاى وحى ، حالا كه نمىتواند ماهيت وحى را ادراك كند ، به آرمانهاى وحى نزديك بشود . اين هم كمال بسيار زيادى است ، اگر بتوانيم . آرمان اصلى وحى اين بوده است كه براى بشر معرفت ايجاد كند ؛ معرفت به حق تعالى ، در رأس همهء امور اين معناست . تعليم و تزكيه راه وصول به حقايق هستى اگر تزكيه گفته شده است و دنبالش تعليم گفته شده است ، براى اين است كه ، نفوس تا تزكيه نشوند نمىتوانند برسند . گوش انسان يك چيزى مىشنود ، گاهى هم عقل انسان ادراك مىكند ، برهان هم بر آن اقامه مىكند ، مسائل عرفانى را هم در كنارش مىگنجاند . لكن آنى كه دل بايد بيابد ، آن كار مشكل است كه چطور بيابد . ما چطور آرمانهاى توحيدى را ، آرمانهاى عرفانى را كه انبيا براى آن مبعوث شده بودند ، ما چطور آنها را بيابيم و در قلب ما وارد بشود ، بعد هم در شهود ما وارد بشود . اين مسأله‌اى است كه محتاج به رياضات است بعد از تعليم و تعلم ، محتاج به تزكيه است و همدوش تزكيه ، تعلم و حكمت . و دنبال او ، آن مسائلى كه براى نفوس مستعده پيش مىآيد ، و اين يك تحولى در نفوس ايجاد مىكند كه اشيا را آن طور كه هستند ، اگر برسد به آن مقام ادراك مىكند . الَّلهُمَّ أَرِنِى الْاشياءَ كَما هِيَ ، « 1 » اين چيزى است كه بزرگان و انبيا خواستند . ما نمىتوانيم اشيا را « كما هى » بشناسيم ، معنىاش اين نيست كه ما ماهيّات اشيا را نمىتوانيم بشناسيم ، آن امر سهلى است . معنايش اين است كه موجودات را آن طور كه هستند ، آن طور كه موجودات ربط با مبدأ دارند ، آن كه خواستند ارائه اين معناست كه نسبت اشيا به حق چى است ؟ ربط حادث به قديم چى است ؟ كلياتش را فلسفه مىگويد ، بعض مراتبش را هم اهل عرفان بيان مىكنند . لكن رسيدن به اينكه اين چه ربطى است ، چه رابطه‌اى است ؟ اينكه هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ، « 2 » نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ « 3 » اين يعنى چه ؟ چه جورى است اين وضع ؟ يعنى پهلوى

--> ( 1 ) - عوالى اللآلي ، ج 4 ، ص 132 ، ح 228 . « خدايا ! اشيا را آن گونه كه هستند به من بِنَما » ( 2 ) - سورهء حديد ، آيهء 4 ؛ « او با شماست هر كجا كه باشيد » ( 3 ) - سورهء واقعه ، آيهء 85 : « ما از شما به او نزديكتريم » .