السيد الخميني
199
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
تبارك و تعالى اگر اراده فرموده باشد تمام اين كيْدها به خودشان بر مىگردد . تكليف ما اين است كه در مقابل ظلم بايستيم و اين كسى كه تعدى به ما كرده است ، تو دهنى به او بزنيم و تا اين قضيه را دنيا قبول نكند اين جنگ هست و جنگ هم از طرف آنها هست ، از طرف ما نيست . زدن اين طور مراكز هم از طرف آنهاست . شما مىآييد نماز جمعه را مىزنيد . نماز جمعه را كه مىزنيد خيال مىكنيد ملت ما عقب مىنشيند ! مىبينيد كه در نماز جمعه چه كردند . اين يك مطلبى است گفتنى ، تاريخى ، تا كسى نبيند آنجا را ، آن منظره را نبيند ، باورش نمىآيد كه زن بچهاش تو بغلش است ، مرد بچهاش پهلويش است هيچ حركت نكند ، اين همه فشار ، هيچ حركت نكند ، از آن ور انفجار ، آن نامردها ، از آن طرف هم آن طور رگبارى كه ملاحظه كرديد همه . مع ذلك همه هم با طمأنينه نشستهاند سر جاى خودشان و هيچ ابداً حركتى نمىكنند . و ملت ، يك همچو ملت است . ملت اين طورى ديگر دنبال اين نيست كه گوشتش ارزان است يا گران است ، دنبال اين نيست كه كم است يا زياد است . اين دنبال اين است كه اسلام را بزرگ كند . همان طورى كه پيغمبر اكرم هم بوده ، پيغمبر اكرم هم اين طور بوده ، دنبال اين بوده كه اسلام تقويت بشود ، حالا خودم كشته شدم ، بچهام كشته شد ، از بين رفتند ، سيد الشهدا ؛ بچههايم اسير شدند . . . . خوب ! مىبينيد كه در روايات هست كه هر چه به ظهر عاشورا نزديك مىشد ، حضرت سيد الشهدا صورتش شكفتهتر مىشد . براى چى ؟ براى اينكه مىديد كه دارد مىرود پيش خدا . او نظر به « او » داشت ، نه نظر به اينها داشت . نظر به اينها - هر كدام كه مربوط به خدا باشد - به عنوان مربوط به خدا ، و الّا نه اينكه به اين نظر داشت كه پسر دارد ، اولاد دارد ، اين حرفها نبود در كار . بنا بر اين ، ما بايد استقامت كنيم و آن چيزى كه نگرانى پيغمبر هست كه نبادا ملتش استقامت نكنند و اين امر خدا را اطاعت نكنند ، بايد ما كارى بكنيم كه اين نگرانى نگذاريم در حق ما ثابت بشود . و من از خداى تبارك و تعالى مىخواهم كه همهء اين قشرهاى ملت را از مجروحين ، مصدومين ، شهدا و خانوادههاى اينها و مفقودين ما و اسراى ما ، همه اينها را هم سالم نگه دارد و شهداى ما را بيامرزد و در جوار خودش نعمت