السيد الخميني

30

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

و لهذا ، ديديد كه آن روزى كه اين جوانهاى بيدار عزيز ما اين لانهء جاسوسى را گرفتند ، اين شياطين به دست و پا افتادند . يكى گفت كه اينها خط شيطان هستند « 1 » و دنبال اين كردند كه ما الآن اسير امريكا هستيم ، نه اينكه نمىفهميدند كه نه ، اسير امريكا نيستيم ، مىخواستند كه ما را از استقلال بيرون بياورند و به دامن امريكا بيندازند و قضيهء گرفتن اين محل جاسوسخانه ناگوار بود براى آنها ، براى اينكه پرونده‌هاى اينها هم ظاهر مىشد ، پيدا مىشد اين پرونده‌ها . اين همه كوشش براى اينكه ، اينها را رها كنيد بروند ، ما در گرو امريكا هستيم ، اينها را بگذاريد بروند . اين جوانهاى عزيز ما كه مىگفتند ما در خط اسلام هستيم ، مىگفتند به آنها كه شما در خط شيطان هستيد ، خوف اين بود كه اين پرونده‌ها ظاهر بشود و اين چهره‌هايى كه قالب زدند خودشان را ، اين چهره‌ها معلوم بشود كه چه جور اشخاصى بودند . نصيحت به فريب خوردگان از منافقين من حالا هم باز به اين افرادى كه خيلى منحرف نيستند ، من به اينها باز نصيحت مىكنم كه شما بياييد و حسابتان را از اين منافقين كه قيام بر ضد اسلام كردند حسابتان را جدا كنيد ، نه اينكه بگوييد كه خشونت شما نكنيد ، آن وقت به من هم بگوييد كه شما هم خشونت نكنيد ، اين معنايش اين است كه ما و آنها مثل هم هستيم . آنهايى كه « شناخت » شان را گمان ندارم اين آقايان نديده باشند ، اينهايى كه كتاب عقايدشان را منتشر كرده‌اند و اين آقايان هم شايد و لا بد ديده‌اند آنها را ، با ما كه مىدانند كه ما لا اقل مسلمان هستيم ، مسلمان بدى هستيم ، اينها حسابشان را جدا نمىكنند . شما ديديد كه آقاى بنى صدر حسابش را جدا نكرده ، خدا مىداند كه من مكرر به اين گفتم كه آقا ، اينها تو را تباه مىكنند . اين گرگهايى كه دور تو جمع شده‌اند و به هيچ چيز عقيده ندارند ، تو را از بين مىبرند ، گوش نكرد ، هى قسم خورد كه اينها فداكار هستند ، اينها مردم كذا هستند ؛ يعنى ، آنهايى كه دور و بر او هستند . خوب من مىدانستم كه اين جور نيستند . يك دسته‌اى ،

--> ( 1 ) - اشاره است به سخن آقاى مهدى بازرگان .