السيد الخميني

24

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

است مورد اشكال و مورد هتك قرار مىگيرد و مجلس وقتى كه مجلس اسلامى و اكثر افراد آن افراد متدين ، متعهد هستند ، مجلس را مورد مؤاخذه قرار مىدهند و گفته و مىگويند كه اينها اشخاصى هستند كه نمىتوانند كارى انجام بدهند . قضيهء توانايى دولت نيست و توانايى مجلس نيست ، قضيه اين است كه اين مجلس اسلامى نبايد باشد ، اين دولت اسلامى نبايد باشد . قضيه آقاى بهشتى نبود ، شما ديديد كه در طول اين يك سال ، دو سال با چه افرادى مخالفت شد . قضيه شخص افراد نبود ، قضيه همان جريان بود كه با اصل اساس مخالفت باشد . قضيهء دفترهاى هماهنگى در سراسر كشور يك قضيه من باب اتفاق و عادى نبود ؛ قضيهء مخالفت با دولت اسلامى و هر روز در هر گفتارى و در هر نوشته‌اى حمله به دولت ، به اينكه اين دولت كارى از او بر نمىآيد . قضيه اين نيست ، قضيه اين نيست كه مجلس يك مجلس غير كارآيى است و از اشخاص غير مطلع تشكيل پيدا كرده . مسائل اين نيست ، مسأله اين نيست كه قوهء قضائيه به دست انحصارطلبان افتاده است . مسائل اصلى آنها اين نيست . مسائل امريكاست و اسلام ؛ جريان ، جريان امريكايى در مقابل اسلام . از همان اول ، از همان وقتى كه احساس اين شد كه شاه بايد برود ، از همان وقت بختيار مىآيد و بختيار از يك گروه ملىگرا . من باب احتياط هم آنها مىگويند كه ديگر او از حزب ما و از جبهه نيست . اين احتياطى بود كه كردند كه اگر او كنار رفت ، باز جبهه‌اى در كار باشد . از همان وقت كه ديگر اساس سلطنت سست شد ، اين جريان در كار افتاد . همان وقت كه من در پاريس بودم اين جريان شروع شد . همان وقت هم مىخواستند كه شاه را نگه دارند ، به اسم اينكه او سلطنت كند نه حكومت ، با اين اسم مىخواستند حفظش كنند و از همان وقت هم مىخواستند كه بختيار را بياورند و با ما آشتى بدهند ، ما كانَّهُ نزاعمان با بختيار بود از اين جريان . از اول يك جريانى منسجم شده و برنامه‌ريزى شده در كار بود و ما درست توجه به آن نداشتيم . كم كم هى مطالب معلوم شد ، كم كم خودشان را لو دادند و رسيد به اينجا كه من هر چه جديّت كردم كه نرسد به اينجا ، رسيد . نه از باب اينكه به اينها اعتمادى داشتم ، از جهات ديگرى كه به خود آقايان گفتم . حالا رسيده جريان به اينجا كه