السيد الخميني
37
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
آنها را از اين فسادهايى كه در جامعههاى منحط واقع مىشود بپرهيزانيد . و به آنها تذكر بدهيد كه چنانچه شماها يك تربيت اسلامى - انسانى داشته باشيد ، هم براى خودتان سعادت است ؛ هم براى كشورتان سعادت است . بايد شما اينها را از آن طبيعت منحطى كه انسان را به انحطاط مىكشد ، آن حب جاه و حب مال و حب منصب ، احتراز بدهيد . اينها را از آن چيزهايى كه خار راه انسان هستند ، مانع ترقى انسان هستند ، احتراز بدهيد . به آنها بفهمانيد كه انسان تا سرش توى اين آخور طبيعت است انسان نيست . اينهايى كه همهء توجهشان به اين است كه چيزى به دست بياوريم و يك زندگى با رفاه درست كنيم توى آخورِ طبيعت سرشان هست . در آخر هم مثل يك حيوانى كه در آخور ، سرش هست محسوب مىشود . شماها بايد به اينها بفهمانيد كه زندگى شرافتمندانه زندگى است . زندگى انسانى زندگى شرافتمندانه است . بايد شما آنها را از عبوديت غير خدا بازداريد ، و به عبوديت خدا ، به بندگى خدا آنها را تربيت كنيد . اگر از راه عبوديت خدا انسان وارد شد در جامعه يا نظر انداخت به امور ، از اين راه و از اين كانال وقتى واقع شد ، وارد شد ، كارهايش همه الهى مىشود . انسان اگر عبوديت خدا را فقط ، بندگى خدا را فقط بپذيرد و از عبوديت ساير چيزها يا ساير اشخاص احتراز كند ، از كانال عبوديت خدا در دنيا وارد بشود ، در طبيعت وارد بشود ، از كانال عبوديت خدا مدرسه برود ، در وزارتخانه وارد بشود ، در جامعه وارد بشود ؛ هر كارى كه انجام بدهد عبادت است ، براى اينكه مبدأ ، عبوديت خداست . شما ملاحظه كرديد كه در قرآن شريف ، و همين طور در نماز وقتى كه مىخوانيد نماز را ، نسبت به رسول اكرم عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ « 1 » « عبد » را بر « رسالت » مقدّم داشتند . و ممكن است كه اصل اين اشاره به اين باشد كه از كانال عبوديت به رسالت رسيده است . از همه چيز آزاد شده است ، و عبد شده است . عبد خدا ؛ نه عبد چيزهاى ديگر . دو راه بيشتر نيست ؛ يا عبوديت خدا ، يا عبوديت نفس امّاره ، اين دو راه است . اگر
--> ( 1 ) - در « تشهد » مىخوانيم : « اشْهَدُ انَّ مْحَمّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ » شهادت مىدهم كه محمد ( ص ) بنده و رسول خداست .