السيد الخميني
51
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
وزارتخانهاى ، اگر در جايى ، احكام اسلام بخواهد جارى نشود ، ما درِ وزارتخانه را مىبنديم . وزارتخانهاى كه ضرر داشته باشد براى اسلام ، براى حكومت اسلامى ، به چه درد ما مىخورد . بودجه را تصويب مىكند شورا ، آقاى - مثلًا - وزير بودجه نمىدهد ، اوضاع به هم مىخورد . آن وضع به هم مىخورد . آنجا وضع اين طورى است كه اشخاصى هستند افكارشان افكار انقلابى نيست . افكارى است كه مىگويند نه ، ما بايد حالا با مسامحه ، با چه با چه رفتار كنيم . اسلام خواهى و طرد ملى گرايى اين اشخاصى كه انقلابى نيستند بايد در رأس وزارتخانهها نباشند . و آقاى بنى صدر « 1 » بايد امثال اينها را معرفى به مجلس نكند و اگر كرد ، مجلس رد بكند و هيچ اعتنا نكند ، الّا اينكه وزيرى باشد كه كارآمد باشد . اسلامى باشد . مسامحه كار نباشد انقلابى باشد تا يك مملكتى دستمان باشد . اگر بنا باشد اين طورى باشد ، بايد ما عزاى اصل جمهورى را بگيريم . عزاى اصل همهء مسائل را بگيريم . آقايان سر يك ملى شدن چيز ، امروز ديديد كه التماس مىكنند كه بگذاريد يك قدرى بگذرد . يك قدرى بگذرد ببينيم ملى چطورى است . ما چقدر سيلى از اين مليت خورديم . من نمىخواهم بگويم كه در زمان مليت ، در زمان آن كسى كه اين همه از آن تعريف مىكنند ، « 2 » چه سيلى به ما زد آن آدم ! من نمىخواهم بگويم كه طلبههاى مدرسهء فيضيه را به مسلسل بستند در آن زمان . همانطور كه در زمان پهلوى بستند كه من و آقاى حائرى بالاى سر اين جوانهايى كه از مدرسهء فيضيه به تير بسته شده بودند ، رفتيم و اطبا جرأت نمىكردند بنويسند اين زخمى شده است . بروند كنار اينها ! بروند گم بشوند اينها ! اينها منحل بايد باشند . ما نمىتوانيم تحمل كنيم به اينكه هر كس هر جورى دلش مىخواهد « خير ، من دلم مىخواهد كه حالا دمكرات باشد ، من دلم مىخواهد كه ملى باشد ، من دلم مىخواهد كه ملى و اسلامى
--> ( 1 ) - ابو الحسن بنى صدر ، نخستين رئيس جمهور اسلامى ايران ( 2 ) - آقاى محمد مصدق ، رهبر جبههء ملى و نخست وزير سالهاى 30 تا 32 در زمان سلطنت محمد رضا پهلوى .