السيد الخميني
20
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
را ، عكسش را من در آن وقت كه در تركيه بودم ، من مجسمهاش را ديدم كه مجسمهاش اين بود ، دستش را اين طور دراز كرده بود . گفتند آنهايى كه آنجا بودند ، كه دستش را طرف غرب دراز كرده است و مىگويد كه همه چيز از آنجا بايد باشد . و يكى از به اصطلاح دانشمندان ما كه در زمان سابق بود و بعد هم فوت شد ، او در ايران گفته بود كه ما تا همه چيزمان انگليسى نشود نمىتوانيم درست كنيم خودمان را . « 1 » يك همچو مغزهايى كه همه چيز را از آنجا مىدانند . و مع الأسف دامنزدند تمام تبليغاتى كه بوده است در عرض اين سالهاى طولانى ، دامنزدند به اينكه به ما باور بدهند - به ما - و تحميل كنند به ما كه خودمان آدم نيستيم . تحميل كردند به ما ، تا يكى دلش درد مىگيرد برود اروپا . يكى مىخواهد چند تا كلمه چيزى ياد بگيرد برو اروپا . شما اگر اينهايى كه رفتند اروپا و تحصيل به خيال خودشان كردند بياوريد با آن كسى كه صحيح در اينجا تحصيل كرده باشد ، البته اينجا هم تحصيل صحيحى براى ما درست نكردند ، اگر مقايسه كنيد مىبينيد كه اينكه رفته اروپا ، رفته تفريح بكند ، رفته كاغذ بگيرد بيايد اينجا ، تحميل مردم بشود ، اجازه بگيرد ؛ اجازهء تحميل به مردم . اين ديپلمى را كه به جوانهاى ما مىدهند خيلى آسانتر و زودتر است از آنكه به خودشان مىدهند . براى اينكه خودشان مىخواهند دانشمند بشوند ، ما را مىخواهند نگذارند . ما را همچو كردند كه هر چه هست از آنجاست و خودتان هيچ چيز نيستيد . طب و تمدن شرق در اروپا اين را بايد به خودمان اثبات كنيم كه ما هم آدميم . كه ما هم هستيم در دنيا . كه شرق هم يك جايى است . همهاش غرب نيست . شرق هم يك جايى است كه خزائنش بيشتر از
--> ( 1 ) - سيد حسن تقى زاده .