السيد الخميني
98
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
هراس دشمنان از پيروزى انقلاب جنگ جهانى ، جنگ بود بين دو تا قدرت بزرگ . يك قدرت اين طرف بود ، يك عدهاى از دولتها اين طرف بودند . يك قدرت آن طور آن طرف بود و يك عدهاى از قدرتمندها آنجا با توپ و تفنگ و چيزهايى كه آن وقت بود به جان هم ريختند . هم در جنگ اول ، من هر دويش را يادم است ، و شماها نبوديد . آن وقتها هم در جنگ اين طور بود كه دو تا قدرت بودند كه مقابل هم ايستاده بودند ، و زدند تو سر هم تا يكى غلبه كرد . هم در جنگ دوم كه باز دو تا قدرت با هم ، يعنى دو گروه از قدرت با هم اختلاف كردند و زدند هم را و از بين بردند . ايران قضيه اين نبود كه دو گروه قدرتمند مقابل هم ايستاده باشند . يك گروه بودند . يعنى يك جمعيتى بودند ، يك دولتهايى بودند ، همهء قدرتها دست آن بود . شاه مخلوع بود با تمام قدرت . امريكا دنبالش ، شوروى دنبالش و ساير كشورها و مع الأسف كشورهاى اسلامى . من در پاريس كه بودم مواجه بودم با اين مسائل . از همه بيشتر امريكا دنبالهء مطلب بود كه آن وقتى كه آن مردك « 1 » بود ، آن مخلوع بود . آن وقت اصرار داشتند ، بعدش كه جانشين بدتر از خودش « 2 » تقريباً بود ، آن وقت دنبال مىكردند كه اخيراً مىگفتند نرويد شما ايران . ايران الآن زود است برويد . دشمنهاى ما براى ما صلاحديد مىكردند كه شما صلاحتان نيست حالا برويد ايران . اينها از اين قدرت ملت كه ، ملتى كه ابزار جنگى نداشت و تعليمات نظامى هم نداشت . اين طرف تعليمات نظامى نداشتند . يك دسته بازارى بودند . يك گروه زياد بانوان بودند . يك گروه زياد جوانها بودند . دانشگاهى بود . بازارى بود . چه بود كه اينها هيچ كدامشان تعليمات نظامى نديده بودند . طرف ما تعليمات نظامى داشتند . ماها اين طرف هيچ ابزار جنگى نداشتيم . حالا چهار تا تفنگ ، جزء غنايمى است كه شما از آنها گرفتيد ، و الّا دست شما نبود . چيزى كه با آتش زدن مثلًا لاستيك ، خوب اين در مقابل مسلسل و توپ چيزى مىشد . البته مسأله اين است كه خدا
--> ( 1 ) - شاه ( 2 ) - شاپور بختيار .