فؤاد افرام البستانى ( مترجم : مهيار )

1004

فرهنگ ابجدى ( عربى - فارسي ) ( ترجمهء المنجد الأبجدى )

اليُنُوع - سرخى خون . اليَهْماء - ج يُهْم : مؤنث ( الأَيْهَم ) است ، بيابان بى آب و نشان و سرگردان كننده ، سال سخت و بد كه فراخى در آن نباشد ، ماده شتر سخت ؛ « ارْضٌ يَهْمَاءُ » سرزمينى كه در آن چراگاه و يا نشانى نباشد ؛ « سِنُون يُهْمٌ » : سالهاى خشك و بى آب و علف . يَهُودُ - [ هود ] : نژادى از مردمند ، اين كلمه ممنوع از صرف است به علت علم بودن و وزن فعل كه بر آن ( ال ) وارد مىشود و به آن ( الْيَهُود ) گويند . اليَهُودِيّ - [ هود ] : واحد ( اليَهُود ) است . اليَهُودِيَّة - [ هود ] : مؤنث ( اليهُودِيّ ) است . اليُود - ( ك ) : ماده ايست سياهرنگ كه در الكل ذوب مىشود و از آن در مسائل پزشكى و عكسبردارى استفاده مىشود . اليَوم - ج أَيَّام و جج أَياوِيم [ يوم ] : روز از سپيده دم تا غروب آفتاب ، مطلق وقت ؛ « ذَخَرْتُك لهذا اليومِ » : براى اين وقت تو را ذخيره كرده بودم ، - النّجمى ( فك ) : زمانى است كه در بين مرور نقطهء اعتدال بهارى در خط حركت زمين دو بار پى در پى كه از مدت گردش زمين بر محور خود به جزئى در صد ثانيه كوتاهتر است ، - الشمسيّ الحَقيقى ( فك ) : زمانى ميان مرور خورشيد در خط حركت دو بار پى در پى است و بر آن ( اليوم الشمسي المُعْدَل ) اطلاق مىشود ؛ « بَعْدَ اليومِ » : از هم اكنون به بعد ؛ « فى يومنَا هذا » : هم اكنون ، در زمان حاضر ؛ « ابنُ الْيَوم » : آنكه در وضع كنونى خود باشد ، مرد روز . اليَوْمِيَّات - [ يوم ] : حوادث روزانه ، خبرهاى روز ، كتابى كه در آن پيشامدهاى روزانه براى مدت زمانى نوشته مىشود . اليُونِسْكو - مرادف ( الأُونسكو ) است . يَيَّا - تَيْئِيَة [ يى ] الياءَ : ياء نوشت . اليَيْنَمِيَّة - كلاه خود .