السيد الخميني
71
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
اسلام با تمام قداست اين مسائل را داشتند ، تمام قداست و الوهيت محفوظ بوده است ، مع ذلك مىرفتند و اشخاصى كه بر خلاف مسير انسانيت هستند آنها را دفع مىكردند و سياست مملكت را حفظ مىكردند و منافات با قداست هم نداشتند ؛ يعنى ما روحانيون ، قداستشان از حضرت امير زيادتر باشد ؟ اينها ادعا دارند يا او را قداست برايش قائل نيستند ؟ ! اين منطق اين است كه شما قداستتان را حفظ كنيد و كار نداشته باشيد ديگر به حكومت و به جريان سياست مملكت . خوب ، اينها مىخواهند بگويند پيغمبر اسلام و حضرت امير - سلام اللَّه عليه - قداست خودشان را حفظ نكرده بودند ؟ براى اينكه آنها كار داشتند ، نمىتوانند بگويند آنها كار نداشتند . حضرت امير ، والى مىفرستاد ، خود پيغمبر هم اين طور والى مىفرستاد آن طرف و آن طرف ، جنگ مىكردند ؛ با كذا و سياست مملكت دست خود آنها بود . اين آدمى كه مىگويد كه بگذاريد روحانيت قداست خودش را حفظ كند منطقش اين است كه امير المؤمنين هم قداست نداشت ! براى اينكه اين داخل شد در امور مملكتى و اينها ، خود پيغمبر هم كه نداشت ! پس معلوم مىشود تو نمىخواهى خواهى قداست ما حفظ شود ، تو يك شيطنتى مىكنى كه اينها را كنار بزنى و اربابها بيايند سراغ كار . اين امور بايد با دقت ملاحظه بشود . در اين نطقهايى كه اينها مىكنند دقت كنيد كه اينها يك خردهريزهايى دارند ؛ با آن خردهريزها مىخواهند اغفال كنند مملكت و ملت شما را . شما بيدار كنيد اينها را ، در مقابل حرفهايشان حرف بزنيد ، در مقابل مقالههايشان مقاله بنويسيد ، در مقابل سخنرانيهايشان سخنرانى كنيد . اين نقايصى كه اينها دارند كه گاهى از قصور است و گاهى از شيطنت ، اينها را به رُخِشان بكشيد ، بفهمانيد كه قضيه اين حرفها نيست كه يك ملتى كه جمهورى اسلامى را با نود و هشت يا نود و هشت و نيم درصد پذيرفت ، آن وقت بيايند بگويند كه ما اسلامش را ، اينجايش را ديگر نمىخواهيم ، اين بر خلاف مسير ملت است ، ملت اين را پذيرفته است ، جمهورى اسلامى را پذيرفته است ، اين مثل اين است كه حالا بيايند بگويند كه خوب ، ملت حالا گفته جمهورى اسلامى ، ما