السيد الخميني
48
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
يكى ، كه از همه چيز بالاتر است ، اينكه مقصد همه مقصد الهى بود . انگيزه اسلام بود . مىديديم كه در شعارهايشان ، در فريادهايشان ، شعارهاى اسلامى بود ؛ فريادهاى « اللَّه اكبر » . مقصد اين بود كه آنها را مخالف اسلام مىدانستند بروند كنار . و بعد از آن ان شاء اللَّه آن مقصد حقيقى ، كه آن مقدمه اين است ، تحقق پيدا بكند . پس يك جهت ، جهت اين بود كه همهتان فريادتان اين بود كه ما اسلام را مىخواهيم ، و شاهنشاهى و اينها را نمىخواهيم . جهت ديگرش هم ، كه به تَبَع آن آمده بود ؛ وحدت همهء قشرها بود ؛ يعنى ملت سرتاسر اين كشور بپاخاستند و با هم ، مقاصد خودشان را كنار گذاشتند ، مطالبى كه مال شخص بود كنار گذاشتند ، و همه به يك مقصد متوجه شدند . پس رمز پيروزى ما وحدت كلمهء قشرهاى مختلف ، و ايمان بود . ايمان به خداى تبارك و تعالى ، با اين رمز شما پيروز شديد . پيروزيى كه معجزهآسا بود ، نه پيروزى يك پيروزى آسانى ، يك پيروزى كه بشود حساب كرد يعنى پيروزيى بود كه جز با ارادهء خداى تبارك و تعالى هيچ امكان تحقق نداشت . مخالفين ما و شما ، دشمنهاى ملت ، همه جور ابزار جنگى در دستشان بود ؛ قدرت در دستشان بود . تانكها دست آنها ، توپها دست آنها ، مسلسلها دست آنها و نظاميها هم دست آنها . همه چيز دستشان بود . از آن طرف ، پشتيبانى همه جانبه هم از آنها مىشد ، امريكا ، شوروى ، انگلستان ، همه پشتيبانى مىكردند . بلكه دولتهاى اسلامى ! دولتهاى اسلامى هم پشتيبانى مىكردند . تمام ابزار جنگى كه آنها داشتند و تمام پشتيبانىهاى ابَرقدرتها و قدرتهاى بعدى ، اينها همه بودند ، لكن بايد بگويم خداى تبارك و تعالى همهء حَرْبهها را كُند كرد ؛ يعنى اينها مىتوانستند كه در يك روز با اين قوههايى كه دارند سركوب كنند ملت را ؛ تهران را به خاك و خون بكشند ؛ مىتوانستند ؛ لكن حربههايشان كُند شد ؛ يعنى خدا خواست كه سران اينها خوف در دلشان افتاد . تتمهء آنها هم يك دستهشان كه ايمان داشتند ملحق شدند به ملت ؛ يك دسته ديگر هم مىترسيدند . خداوند گاهى اسلام را با همين نصرِ به رُعب ، نصرت مىداده اسلام را در صدر اسلام به اينكه دشمنها را مىترساندند . از يك گروه كم ، دشمنهاى داراى همه سازوبرگها مىترسيدند . اين ترس اسباب اين مىشد كه شكست مىخورند . اينها اگر نترسيده