السيد الخميني
44
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
هستيم . دمكراسى واقعى در اسلام يكى از اين خبرنگارها آمد گفت كه - همين چند روز پيش از اين - در يك مصاحبهاى گفت كه شما چرا مىگوييد كه « جمهورى اسلامى » و حتى دمكراتيكش را هم از پَهلُويَش برمىداريد ؟ گفتم اولًا اينكه - آنكه به او گفتم - اولًا اينكه اين « دمكراتيك » و « دمكراسى » تفسيرهاى مختلف شده است . ارسطو يك جور تفسير كرده است ؛ الآن هم كه ما هستيم ، غربيهاى سابق يك جور تفسير مىكردند ؛ غربيهاى لاحق يك جور و شوروى يك جور تفسير مىكند . ما وقتى يك قانون مىخواهيم بنويسيم ، بايد صريح باشد و معلوم . يك لفظ مشتركى كه هر كس يك جورى به يك طرف مىكشدش ما نمىتوانيم استعمالش كنيم . و ثانياً اين را ديگر به شما عرض مىكنم كه ما مثل مارگزيدهاى كه از ريسمان سفيد و سياه مىترسد ، هستيم . ما مارگزيده هستيم ! ما از غرب بد ديدهايم ؛ تباه كردند ما را اينها ؛ حالا ما باز بياييم همان لفظى كه غربى دلش مىخواهد تحميل به ما بكند [ بگوييم ] ما مىترسيم از اين ، ما خودمان لفظ داريم . چه داعى داريم به اينكه برويم [ سراغ غرب ] ثالثاً به او گفتم اين را كه ما ناراحت مىشويم از اينكه خيال بشود كه اسلام ندارد چيزى ؛ تهى است از دمكراتيك به اصطلاح شما ، از دمكراسى به اصطلاح شما . بهترش را دارد . ما وقتى اسلام را گفتيم ، همه چيز توى آن هست . آنى كه ما مىخواهيم هست توى آن ، آنى كه ملت مىخواهد هست توى آن . اين قيدْ گذاشتن معنايش اين است كه اين اسلام تهى است از اين ، ما مىخواهيم يك چيزى ديگر هم پهلويش بگذاريم . و ما ناراحت مىشويم از اينكه شما خيال كنيد كه ما نداريم چيزى و بايد حتماً از خارج وارد بكنيم . آنى كه از خارج وارد مىكنند آنهايى است كه براى ما مضر است . و آنهايى هم ، بيچارههايى هم كه مبتلاى به اين مرض هستند و قلمها را دستشان مىگيرند و هِى مىنويسند ، هِى مىنويسند ، هِى مىنويسند ، اينها هم مريض شدهاند از بس كه به آنها تزريق شده است !