السيد الخميني

38

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

بشويم ؛ مغزهاى ما از آنى كه هست تهى بشود . به جاى مغز آدم جدى ، يك مغز لَهْو و لَعبى جايش بنشيند ؛ يا يك مغز غربى جايش بنشيند . معناى آزادى در رژيم طاغوت آن مقدار از آزادى كه براى مملكت ما در اين زمانها بود اين آزاديهاى تباهى آور بود . آزادند كه شُرْبِ خَمر كنند ! آزادند قمار كنند ! آزادند لب دريا زن و مرد با هم بريزند به جان هم ! آزادند در اين مراكز فساد بروند . اينها آزادند . آنى كه آزاد نبود ؟ آزاد نيستند كه يك قلم بر خلاف آنها و بنا بر مصلحت مملكت بنويسند ؛ آزاد نيستند يك كلمه راجع به او بگويند . اين « آزاد زنان و آزاد مردان » درست مىگفت ، اما آزادى چى بود ؟ آن بود كه آنها مىخواستند ، كه من از آن تعبير مىكنم به « آزادى وارداتى » ، « آزادى استعمارى . » اينها نقشه بوده است ؛ نه اين است كه همين طورى . مغز خود اين پدر و پسر هم آن قدرها كار نمىكرد كه بتواند اين چيزها را درست كنند . اينها يك چيزهايى بوده است كه متفكرها - آنهايى كه در اين امور نقشه دارند ، در اين امور تحصيل كردند - اينها طرح مىكردند و چى مىكردند ، آن وقت يك كسى هم براى اين « 1 » كتاب مىنوشت ، اسمش را هم مىگذاشت مثلًا « تمدن بزرگ » ! اسم چى . و آن لا طائل‌ها را مىنوشت براى اغفال ما و براى اينكه مردم خيال كنند كه نه ، الحمد للَّه اگر يكى - دو سال ديگر ايشان باشند ، ديگر اينجا مىشود ژاپن ! ديگر مملكت ما مىشود ژاپن كه ادعايش هم همين بود كه ما به همين زودى ، ما جزو ابَرقدرتها مىشويم ! اين مغز خودِ اين كار نمىكرد ؛ نقشه‌اى بود كه آنها مىدادند و چى مىدادند و آنهايى كه اطراف بودند و عرض مىكنم كه . . . داشتند در اطراف . و آنها هم براى او مىنوشتند و براى او مىگفتند و ترويج مىكردند . تحول روحى جوانان در نهضت اسلامى اين اجمالى است از اين تفصيل 50 سال . كه موفق هم خوب شدند ، و جوانهاى ما را هم خوب تباه كردند و اگر به اين منوال مىرفت ، بايد ما ديگر مأيوس باشيم از همه چيز .

--> ( 1 ) - محمد رضا پهلوى .