السيد الخميني

36

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

دانشگاهها دنبال اين بودند كه آنهايى كه مىخواهند بچه‌ها را تربيت كنند اشخاصى باشند كه تربيتى كه مىكنند تربيت نباشد ؛ عقب راندن باشد . و از حيث اخلاق هم تربيت اخلاقى نباشد به آن معنايى كه ما مىگوييم ؛ تربيت اسلامى در كار نباشد ؛ بلكه يك تبليغاتى باشد كه اين جوانهاى ما را تباه كند . برنامهء آنكه از روى هم رفتهء مسائل كه حالا آدم بخواهد بگويد محتاج به يك كتابى است . برنامه اين بود كه اين دو قشرى كه ممكن بود كه براى يك مملكت مفيد باشد و ممكن بود كه ديگر قشرها هم دنبال اين باشند ، اين دو قشر را نگذارند كه به كار خودشان به طورى كه شايسته است انجام وظيفه كنند . در طرف روحانيت ، از باب اينكه اختيار معلّم و متعلّم به آن وضع دست آنها نبود ، اينجا به يك جور ديگر رفتار كردند ؛ به خلع لباس و به فشار و به بردن سربازخانه‌ها و امثال ذلك كه شكست بدهند حوزه‌ها را . و در قشر فرهنگ ، كه اختيارات را دستشان گرفته بودند ، مىخواستند كه باز اين فرهنگ را يك فرهنگ دلخواه خودشان ، بلكه دلخواه آنهائى كه مىخواهند استفاده از ما بكنند ، قرار بدهند . و اين دو تا قوّه‌اى كه به منزلهء قوّهء مُفكّرهء جامعه است از آنها بگيرند و تباه كنند ؛ و كسى پيدا نشود كه اگر همه چيز ما را بردند ، يك صحبتى بكند يا يك چيزى بنويسد . روى هم رفته اگر ملاحظه كنيد ، از همهء كارهايى كه در آن زمان انجام مىگرفت ، در زمان اين پدر و پسر - در زمان پسر شايد بيشتر - در يك معنا مشترك بود و آن اينكه جوانها را بكشند به غير آن طورى كه بايد تربيت بشوند . سياست رژيم طاغوت دربارهء جوانان اين طور نيست كه ما همچو ساده تصور بكنيم كه بدون نقشه ، قضيه اين طور بشود كه اين قدر مشروبخانه در سرتاسر ايران باز باشد ؛ و اين قدر مراكز فساد در همه جا و خصوصاً تهران كه به وضع وحشتناكى مراكز فساد ، هر جورى كه جوان مىپذيرد براى آن فراهم كنند و دامن‌بزنند . نمىتوانيم ما باورمان بيايد كه اين مجله‌ها و اين مطبوعات ، اين مجله‌هايى كه هم جوان وقتى چشمش بيفتد به آن و هم وقتى بخواند - جوان است و به تباهى كشيده