السيد الخميني
532
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
تربيت كنند . و آزاد بودند جوانهاى ما كه به مراكز فحشا و فساد بروند و آنها دامن به آن مىزدند . اما نه آزادى براى زن ، و نه آزادى براى مرد ، هيچ نبود كه يك كلمهاى حق بگويد . نمىتوانست يك صحبتى بكند كه مربوط باشد به سياست خودش ، به اجتماع خودش ، انتقاد بكند از وضع موجود . قلمها را شكسته بودند نه يك روزنامهاى داشتيم كه آزاد باشد . و نه يك گويندهاى كه آزاد باشد ، و نه يك نويسنده . قلمها را شكسته بودند . دهانها را بسته بودند و قلمها را خرد كرده بودند ، به اسم اينكه آزاديد . هيچ آزادى برايمان نبود ، و به اسم « تمدن بزرگ » ما را كشاندند به تباهى . و الآن كه رفتند يك مملكت آشفته ، يك ملت عقب مانده ، يك اقتصاد فاسد و همين طور هر جا دست بگذارى ، يك دانشگاه استعمارى ، و هكذا ساير جاها . اين براى اين است كه يك فرد فاسد حكومت كرد بر اين جمعيت ، يك حيوان فاسد . هيچ وقت حيوانهاى ديگر را اين طور نمىكنند ، اما يك فرد فاسد يك جامعه را به فساد مىكشد . از آن طرف چنانچه يك فرد پيدا بشود كه صالح باشد - مثل انبيا - يك امت را به صلاح مىكشد . لزوم عمل به قرآن و پيروى از اولياى دين قرآن را كه كتاب ماست و كتاب شماست ، كوشش كنيد كه بحقيقت ، كتاب باشد . كتاب ما بحقيقت باشد ، نه فقط لفظاً بگوييم كه « كتاب ما ، قرآن است . نبى ما ، رسول اكرم است . امام ما ، على بن ابى طالب است » . لفظ ، آسان است . آسان است كه من بگويم : شيعهء على بن ابى طالبم ، لكن شيعه چى است ؟ آنى است كه دنبال او باشيد . تشييع جنازه در وقتى است كه كسى جنازه كه جلو است اين همراهش برود . اگر او از آن راه برود ، اين از اين راه برود ، اين تشييع جنازه نيست . شيعه پيرو است . اگر بنا باشد كه ما ، هى دم بزنيم كه شيعهايم ، لكن در عمل هيچ پيروى نداشته باشيم ، يا پيروىمان بسيار ضعيف باشد ، ما به حسب واقع ، شيعه نيستيم ، به حسب ادعا شيعه هستيم . اگر ما ادعامان اين باشد كه قرآن ، كتاب ماست ، لكن هيچ صفحهاى از