السيد الخميني

459

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

خواهند شد . از اين جهت ، با تمام قوايى كه دارند ، با اسماى مختلف : با اسم اسلام ، با اسم خدمتگزارى به مردم ، با اسم « فدايى خلق » ، با اسمهاى مختلف ، اينها به ميدان آمدند ؛ يعنى به ميدان خدا آمده‌اند . و اينها نمىفهمند به اينكه اگر همهء اينها مجتمع بشوند و براى اين ملت خدمت بكنند ، زود اين ملت و اين كشور به آن نتيجه‌اى كه مىخواهد مىرسد . و اگر همهء اينها هم مخالفت بكنند ، مخالفتشان به جايى نمىرسد ؛ لكن مشكلات ايجاد مىكند . اگر كردستان اين مشكلات را ايجاد نكرده بودند ، حالا مثل ساير جاها آرام بود ، و مىتوانستند مسلمين كه در آنجا هستند ، و دولت و ملت آنجا را آباد كنند ، لكن آنها كه نمىخواهند اين آرامش پيدا بشود ، و حقيقت مطلب اين است كه اسلام را نمىخواهند ، در آنجا به يك طور فتنه‌گرى مىكنند و در هر مركزى با يك اسمى . همانها باز اسلام را نمىخواهند . بعضيشان هم ، اگر اسلام را بخواهند ، يك اسلام وارونه مىخواهند . آن اسلامى كه اسلام پيغمبر اكرم است و آن اسلامى كه به وحى الهى آمده است ، وحى را هم در آن تصرف مىكنند و به صورت ديگر درمىآورند ! نگرشهاى تك بعدى به اسلام من كراراً اين مطلب را در نجف هم گفته و اينجا هم گاهى گفته‌ام كه ما در يك مدتى گرفتار بوديم به يك نفر از مردم و به قشرى از اهل علم كه اينها اسلام را از آن طرف نگاه مىكردند . عرفا اسلام را قبول داشتند ، لكن تمام مسائل را برمىگرداندند به آن معانى عرفانى ، مسائل روز قائل نبودند . حتى اگر روايتى يا آيه‌اى در جهاد مىآمد اينها همان « جهاد نفس » را مىگفتند هست . و اسلام را با يك صورت ديگرى غير از آن صورت واقعى كه جامع است ، جامع همهء اطراف است ، نظر مىكردند . من گفتم ما يك مدتهايى مبتلا به آنها بوديم ، كه البته مردم صالحى بودند ، لكن اسلام را با يك صورت مىديدند ؛ يك بعد اسلام را نظر مىكردند . و يك مدتى ، اخيراً ، ما مبتلا شديم به يك عده‌اى كه اينها عكس آنها هستند . تمام معنويات را اينها به ماديات برمىگردانند ! مىگويند