السيد الخميني
438
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مفاخر داشتيد ، خودتان فرهنگ داريد ، خودتان همه چيز داريد . و به آنها حالى كنيد كه بايد خودتان هر كارى را بكنيد . ما اگر خودمان يك امر ناقص هم داشته باشيم ، بهتر از اين است كه [ پيش ] دشمنمان دست دراز كنيم و يك امر كامل از آنها بگيريم . من متأسفم از اينكه ما پيش دشمنهامان بايد برويم و اظهار احتياج بكنيم . اگر باز احتياج ما به يك ممالكى بود كه دوست بودند با ما ، خوب ، روابط دوستانه بود . اما ممالكى كه امروز ملاحظه مىكنيد ، بختيار - دشمن ايران - را به فرانسه بردند و زير پرچم خودشان حفظش كردند . و در حمايت پليس آنجا حفظ مىشود ؛ و بر ضد ايران مقاله مىنويسد و حرف مىزند و اجتماعات درست مىكنند . اگر جوانهاى ما بخواهند يك چيزى بگويند ، پليس آنجا جلوشان را مىگيرد . آن دشمن شمارهء يكِ « 1 » ما را بردند در امريكا ، به اسم اينكه معالجه كنند - حالا يا معالجه مىخواهند بكنند يا به اسم معالجه - بردند براى اينكه توطئه كنند . ما باز دستمان را دراز كنيم پيش امريكا بگوييم گندم بِده ، يا پيش انگلستان بگوييم چه بِده ؟ من متأسفم واقعاً ! و همه متأسفيم كه ما بايد احتياج داشته باشيم به دشمنهاى خودمان . خودكفايى و صادرات در كشاورزى ما بايد خودكفا بشويم ، ما بايد كشاورزيمان را همچو درست بكنيم ، همه دست به هم بدهند ، كشاورزها ، دولت ، اشخاص ديگر كه اين كشاورزى به حدى برسد كه ما بتوانيم صادر بكنيم . مملكت ما صادركننده بوده است ؛ و حالا ما گرفتار اين معنا شديم . مملكت ما يك آذربايجانش چنانچه درست كشاورزى بشود ، يك خراسانش اگر درست كشاورزى بشود ، برايمان كافى است ؛ ما بَقيش را بايد صادر بكنيم . مع الأسف با اسم « اصلاحات ارضى » ما را به اين روز نشاندند كه مىبينيد ، و چيزهاى ديگرِ ما هم همين طور . همه چيزمان بايد مستقل بشود ، استقلال با وابستگى جمع نمىشود . و ما فرهنگمان وابسته بشود استقلال نداريم . اقتصادمان وابسته بشود استقلال نداريم . اول بايد آن مطلب
--> ( 1 ) - شاه .