السيد الخميني

390

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

خودمان بكُلى تهى كرده بودند . بايد ما ، نه ما تنها ، شرق بايد ، شرق كه خودش را كه گم كرده پيدا كند . اينها با تبليغات خودشان ما را همچو به غرب برگرداندند و غربزده كردند كه همه چيز خودمان ، همهء مفاخر خودمان ، يادمان رفت ، براى خودمان ديگر چيزى قائل نيستيم . همين چند روز پيش از اين يك آقايى - كه من نمىشناسمش - آمد اينجا نشست همچو تُند تُند هِى شروع كرد گفتن كه آقا ما محتاجيم به آنها ، ما محتاجيم به آنها ، ما از آنها همه چيز بايد بگيريم ! من اصلًا جوابش را ندادم . يك همچو مغزهايى است ! ما تا نفهميم كه محتاج به آنها نيستيم ، نفهميم كه آنها محتاج به ما هستند نه ما محتاج به آنها ، نمىتوانيم اصلاح بشويم . شرق همه چيز دارد . فرهنگش از فرهنگ غرب بهتر است ، فرهنگ غرب از شرق رفته است ، همه چيزش از غرب بهتر است ، فقط تُهيش كردند از خودش . فقط تبليغات دامنه‌دارى كه به وسيلهء نوكرهاى اينها - كه الآن هم موجودند در مملكت ما ، الآن هم با صورتهاى مختلف در مملكت ما موجودند ، و مع الأسف اشخاصى دامن‌مىزنند به اينكه اينها را بزرگ كنند ما را از خودمان تهى كردند به طورى كه ما خيال مىكنيم هر چيز كه هست از آنجاست . ما تا خودمان را پيدا نكنيم ، تا شرق خودش را پيدا نكند ، تا اين گمشده پيدا نشود ، نمىتوانيم سر پاى خودمان بايستيم . بايد از مغزهاى ما اسم « غرب » زدوده بشود ، در مقابلِ آن وقت كه هر خيابانى كه مىخواستند بيشتر ترويجش كنند [ اسمش را مىگذاشتند ] خيابان « روزولت » ! خيابان نمىدانم زهر مار ! هِى از آنها . هر دواخانه‌اى كه مىخواستند بيشتر مشترى پيدا بكند ، يك اسمى از خارجى رويش مىگذاشتند . هر دوايى را كه مىخواستند ، دوا را خودشان درست مىكردند ، لكن مىخواستند ترويج بشود ، يك اسمى از آنها رويش مىگذاشتند . هر پارچه‌اى را كه مىبافتند ، اصفهان پارچه مىبافت ، لكن اسمِ آنها را رويش مىگذاشتند ! ما همه چيزمان را باختيم . حالا دزدها را بيرون كرديم ، اما خودمان را پيدا نكرديم . استقلال در گرو رهايى از غرب و غربزدگان بايد خودمان را پيدا كنيم . شرق بايد درِ غرب را ببندد ؛ در غرب را به روى خودش