السيد الخميني
377
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
بخورند ، دارند يك كارهايى مىكنند كه اگر چنانچه ان شاء اللَّه اين نهضت پيش ببرد و پيش مىبرد - مطمئن باشيد كه شماها پيروز هستيد . مُتكِل « 1 » به خدا چون هستيد ، خداوند با شماست . من متأسفم كه اگر اين مملكت آن طورى كه ما مىخواهيم پيش ببرد ، آن وقت اينها را ديگر به درد ما بايد بگوييم نمىخورند ، براى اينكه كسى كه در بين انقلاب با انقلاب مخالفت مىكند ، كسى كه در بين انقلاب شروع مىكند چيزهايى را گفتن كه در امريكا عمال صهيونيسم مىگويد - اينها نيستند ، من نمىگويم اينها عمال او هستند ، نفهم هستند بعضيشان ! همان حرفهايى كه آنجا مىزنند اينها مىزنند - خوب ، وقتى اين انقلاب به آخر رسيد ، ديگر جاى شما را نمىگذارند در اين مملكت باشد . و ما ميل داريم شما كار بكنيد توى اين مملكت ، چرا خودتان را در بين ملت ضايع مىكنيد ؟ چرا خودتان را از ملت جدا مىكنيد ؟ چرا يك نهضتى كه تا اين اندازه جلو رفته است شما كارى مىكنيد كه خداى نخواسته اين توقف بكند ، يا يك قدرى ديرتر به مقصد برسد ؟ به مقصد مىرسد ، لكن ممكن است كه حرفهاى شما ديرتر اينها را به مقصد برساند . چرا هر روز يك كارى مىكنيد كه جوانهاى غافل از شما متأثر بشوند و بروند در دانشگاه ، و نمىدانم بروند در خيابانها و آن كارها را بكنند كه خلاف مسير ملت است ؟ آخر فكرى بكنيد شما . بنشينيد همهتان با هم جلسه كنيد ، فكر بكنيد ، هى ننشينيد و بنويسيد ؛ و بر خلاف مسير ملت هم بنويسيد . من همين امروز يك روزنامهء مُعوَجى « 2 » كه پيش من آمد ديدم ، سرتاسر ديشب يك قدرش را نگاه كردم ، البته حالش را هم نداشتم بخوانم . سرتاسر يك روزنامهاى ، با اينكه خودش را مثلًا مىگويد كه ما با خلق كذا هستيم ، سرتاسرش همهاش چيزهايى است كه بر خلاف مسير ملت است . آخر چرا بايد اين طور باشد ؟ چرا شمايى كه مدعى هستيد كه ما با ملت موافقيم ، مدعى هستيد كه ما خدمت براى ملت مىكنيم ، چرا بايد روزنامه شما
--> ( 1 ) - توكلكننده ، اعتمادكننده . ( 2 ) - منحرف ، كج .