السيد الخميني

358

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

هست ، توطئه در كار باشد ، جلويش را بگيرند ، اين اسمش اختناق نيست . اين اسمش جلوگيرى از فساد است . اين دو تا را بايد اين دو مرز را از هم جدا كرد . جلوگيرى از فساد ، آزاد قرار ندادن جوانها را در اينكه در اين مراكز فحشا وارد بشوند ، هروئينى بشوند ، ترياكى بشوند ، به فحشا وارد بشوند ، قمار باز بشوند ، و امثال ذلك ، جلوگيرى از اينها ؛ اسمش جلوگيرى از آزادى نيست و اسمش اختناق نيست . اسمش عمل كردن به نفع خود جوانهاست . در طول اين مدتى كه اين سلسلهء خبيث در ايران حكومت كردند ، يك چيزها آزاد بود ؛ هر كه هر كارى دلش بخواهد بكند ، دخالت در امور مملكتى و دخالت در سرنوشت خود كشور نباشد ، هر كارى مىخواهند بكنند . دامن هم به آن مىزدند ! مراكز فحشا در شهرهاى بزرگ ، و خصوصاً در تهران از همه جا بيشتر - از مراكز صلاح بسيار بيشتر - بود . مىگفتند كه مشروب فروشى بيشتر از كتابفروشى است ! مراكز قمار ، مراكزى كه مهيا مىكردند براى اينكه بچه‌ها را به فحشا بكشند ، دخترها و پسرها را به فحشا بكشند ، اينها آزاد . دامن هم به آن مىزدند ؛ وسائل هم برايش فراهم مىكردند ؛ تبليغات هم از همه طرف مىكردند . از تلويزيون تبليغ مىكردند . از راديو تبليغ مىكردند . از مجلات از روزنامه‌ها تبليغ مىكردند . گفته‌هايشان اين طور بود ؛ نطقهايشان اين طور بود . اين تبليغات آزاد بود ، و جوانهاى ما را فاسد كرد ، لكن يك قلم كه بتواند يك كلمه راجع به گرفتاريهاى ملت بنويسد آزاد نبود . يك زبان كه بتواند يك كلمه راجع به مقدرات مملكتش صحبت بكند آزاد نبود . اگر يك كلمه بر خلاف آن چيزى كه آنها دلشان مىخواست از كسى صادر مىشد ، سرنوشتش به دست ساواك بود و به آن بساط . آنها آزادى را در يك جبهه نگه داشته بودند ، و فرياد هم مىزدند : « آزادزنان و آزادمردان » ! همينها مقصودشان بود كه اينها آزادند هر كارى مىخواهند بكنند ؛ به هر مركز فحشايى مىخواهند بروند . اختناق در يك جبههء ديگر بود ؛ براى قلمهايى كه اگر مىخواست كسى يك كلمه راجع به مصالح مملكت بنويسد ، راجع به مصالح اسلام بنويسد ، اينها آزاد نبود و اختناق بود . الآن هم كه ملاحظه مىكنيد ، بعضى از قلمها همين جور دارند مشى مىكنند . وقتى كه