السيد الخميني

353

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

مىخواهد بگيرد . اگر رئيس جمهور با تصويب فقيه باشد ، با تصويب يك نفرى كه اسلام را بداند چيست ، درد براى اسلام داشته باشد ، اگر درست بشود ، نمىگذارد اين رئيس جمهور يك كار خطا بكند . و اينها اين را نمىخواهند . اينها اگر يك رئيس جمهور غربى باشد ، همهء اختيارات را دستش بدهند ، هيچ مضايقه‌اى ندارند و اشكالى نمىكنند ! اما اگر يك فقيهى ، كه يك عمرى را براى اسلام خدمت كرده ، علاقه به اسلام دارد ، با آن شرايطى كه اسلام قرار داده است كه نمىتواند يك كلمه تخلف بكند [ اشكال مىكنند ] . شأن فقيه در حكومت اسلامى اسلام دين قانون است . پيغمبر هم خلاف قانون نمىتوانست بكند ، نمىكرد هم ، البته نمىتوانست هم بكند . خدا به پيغمبر مىگويد كه اگر يك حرف خلاف بزنى ، رگ وتينت را قطع مىكنم « 1 » . حكم قانون است . غير از قانون الهى كسى حكومت ندارد . براى هيچ كس حكومت نيست ، نه فقيه ، و نه غير فقيه ، همه تحت قانون عمل مىكنند . مجرى قانون هستند همه ، هم فقيه و هم غير فقيه همه مجرى قانون‌اند . فقيه ناظر بر اين است كه اينها اجراى قانون بكنند ؛ خلاف نكنند ؛ نه اينكه مىخواهد خودش يك حكومتى بكند ، بلكه مىخواهد نگذارد اين حكومتهايى كه اگر چند روز بر آنها بگذرد برمىگردند به طاغوتى و ديكتاتورى ، مىخواهد نگذارد بشود . زحمت براى اسلام كشيده شد ، خونهاى جوانهاى شما در راه اسلام رفت ، حالا ما دوباره بگذاريم اساسى [ را ] كه اسلام مىخواهد درست بكند و زمان امير المؤمنين بوده و زمان رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و سلم - بوده ، بگذاريم اينها را براى خاطر چهار تا آدمى كه دور هم مىنشينند و پاهايشان را روى هم مىاندازند ، و عرض مىكنم چاى و قهوه مىخورند و قلمفرسايى مىكنند ؟ مگر ما مىتوانيم اينها را بگذاريم ؟ مگر ما مىتوانيم ؟ جائز است براى كسى ، براى يك مسلمانى كه تمام اين خونهايى كه ريخته شده هدر بدهد و اسلام را بگذارد كنار ؟ به

--> ( 1 ) - اشاره به آيات 44 تا 46 سورهء الحاقّه : « وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ، لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ - و اگر محمد ( ص ) به دروغ به ما سخنانى مىبست ، محققاً او را ( به قهر و انتقام ) مىگرفتيم ، و رگ دستش را قطع مىكرديم » .