السيد الخميني

347

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

هم باز يك دستهء ديگر هستند ؛ بعد از آنها هم باز يك دستهء ديگر هستند . و ما بايد بالاى پشت بام برويم با مردم تماس بگيريم ، پايين و اينجا ، در عين حال مىبينيد كه آنهايى كه مىخواهند مفسده كنند مىگويند كه اصلًا كسى با فلانى ملاقات نمىكند ! الآن شما كه اينجا هستيد ، آنها نشسته‌اند با قلم خودشان مىگويند كه با فلانى اصلًا كسى ملاقات نمىكند . يك كانال دارد ، و آن هم مثلًا بعض از اهل علم هست ! در صورتى كه من از صبح كه پا مىشوم - كه شما مىدانيد خوب ، من سنم هشتاد سال است - از صبح كه پا مىشوم تا ظهر - كه گاهى وقتها نماز ظهرم يك قدرى عقب مىافتد - با مردم مختلف ، با اشخاص مختلف ، با زنها ، با مردها ، با اهل علم ، با غير اهل علم ، طوايف مختلف با من صحبت مىكنند و حرفهايشان را مىزنند . همين طور كه شما داريد مىگوييد ، شما حرفهايتان را زديد . اينها كه مىگويند كه فلانى كسى با او ملاقات نمىكند ، نظرشان اين است كه به مردم حالى كنند كه فلانى نمىتواند كار بكند ، براى اينكه هيچ اطلاع از هيچ جا ندارد ! آدمى كه هيچ اطلاع از جايى ندارد خوب ، نمىتواند يك كارى انجام بدهد . در صورتى كه من از همهء جاها مطلعم . الآن مسائلى كه آقا راجع به كردستان گفتند من مطلع بودم . آن مسائل را بيشترش را مطلع بوديم . هشدار نسبت به فاصلهء طبقاتى و مسائلى كه شما الآن [ مطرح ] كرديد مسائلى است كه مكرر صحبت شده است . عرض مىكنم كه در فكر هستيم ، و شما مطمئن باشيد كه اسلام براى مستضعفين است . من اشخاصى كه سرمايه دار بودند ، اشخاصى كه عرض مىكنم كارخانه دار بودند ، مكرر اينجا جمعيتشان گاهى آمدند ، من با آنها صحبت كردم گفتم به اينكه نمىشود اين طور كه يك دسته‌اى آن طور زندگى بكنند و حتى براى سگهايشان اتومبيل داشته باشند ؛ و يك دستهء ديگر توى اين زاغه‌ها باشند كه هر ده نفرشان توى سوراخى . اين اصلًا قابل تحمل نيست . و من اعلام خطر كردم به آنها ، گفتم اگر خداى نخواسته يك وقت در متن اسلام