السيد الخميني
320
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
انقلاب شده است ، ديگر بايد همهء كارها انقلابى باشد ، و معنى انقلابى هم اين است كه موازين ديگر ندارد ! ميزان عقلى ، يك ميزان انسانى يك ميزان اسلامى ، ديگر در كار نيست . نطقها مىشود ، كاغذها نوشته مىشود ، قلمها به كار افتاده است در گوشه و كنار كشور ، و هر كس هر چه به نظرش مىآيد مىنويسد ، و مىخواهد تحميل كند به يك ملت سى و چند ميليونى . توطئه براى انحلال مجلس خبرگان همين آقايانى كه فرياد مىزنند كه بايد دمكراسى باشد ، بايد آزادى باشد ، همين آقايان مىنشينند دور هم و يك چيزى پيش خودشان مىگويند و مىخواهند تحميل كنند به ملت . مثلًا مجلس خبرگان با اكثريت ملت رفته است و مشغول كار است ، حالا مىبينيم كه يك دسته چند نفرى دور هم جمع مىشوند و مىگويند مجلس خبرگان بايد منحل بشود ! من نمىدانم كه اين آقايانِ « بايد منحل بشود » چه كارهاند كه مىگويند بايد منحل بشود . براى چه بايد منحل بشود ؟ براى اينكه اين آقايان معمِّم هستند ؟ براى اينكه اين آقايان اهل علم هستند ؟ براى اينكه آقايان به اسلام عقيده دارند ، احكام اسلام را دارند جارى مىكنند ؟ چون گفتند كه ولايت فقيه بايد باشد ، نظارت فقيه بايد باشد ؟ اينها از نظارت فقيه در امور مىترسند . مىگويند قدرتمند مىشود فقيه ؛ وقتى قدرتمند شد ، هرج و مرج مىشود ، و عرض مىكنم كه - از آن مسائل كه مىگويند . لكن مضايقه ندارند كه مثلًا يك قدرتى دست نخست وزير باشد ؛ يا قدرتى دست رئيس جمهور باشد ؛ لكن معمِّم نباشد ؛ غربى باشد ، هر چه مىخواهد باشد ! منطق ، تقريباً به حسب واقع اين است ، لكن صورت يك صورت ديگر است . ما مىگوييم كه شما مىتوانيد كه يك اقليت ده نفر ، صد نفر ، هزار نفرى مىتواند كه حالا بگويد ملت رأى داده است به جمهورى اسلامى ، لكن بايد جمهورى باشد ، نه اسلامى ؟ اين « بايد » يعنى چه ؟ « بايد اين كار بشود ! اين « بايد » [ براى چيست ؟ ] اين صد نفر ، هزار نفر ، چه كارهاند كه در مقابل يك ملت « بايد » مىگويند ؟ مجلس خبرگان را مردم تعيين كردند ؛ تهران بيش از دو ميليون به