السيد الخميني

309

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

محمد رضا براى اسلام ، براى اينكه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم مىشناختند آنها را ، مخالفت مىكردند با آنها ، مقاومت مىكردند ؛ شما در پوشش اسلام ، در پوشش طرفدارى از خلق مسلمان ، بر خلاف اسلام داريد عمل مىكنيد . ناتوانى مخالفان در منحرف نمودن نهضت ملت شما را مىشناسد ، و شما نمىتوانيد اين نهضتى را كه به دست ملت به پا شده است و اين نهضتى را كه با خون جوانهاى ما و با آن همه زجر و با آن همه زحمت و با آن همه كارهايى كه انجام دادند آنها ، و مقاومت كردند اينها ، اين نهضت را به اينجا رساندند ، شما نمىتوانيد ، كوچكتر از آن هستيد ، كه اين نهضت را منحرف كنيد ، بى خود كوشش نكنيد ! اگر همهء ملت مجتمع شدند كه ما نمىخواهيم مجلس خبرگان را ، خوب آنها گفته‌اند خودشان هم مىتوانند برگردند ، اما شما چكاره هستيد ؟ شما چند نفر آدم ، كه يكيتان مىگويد و باقيتان هم دست مىزند ! اين همان‌هايى است كه در زمان رضا خان هم ، در زمان محمد رضا خان هم ، يكى مىگفت و باقى دست مىزدند . شماها نمىتوانيد در مقابل ملت بايستيد ، شما رأى نداشتيد . هيچيك از شما وارد نشده است در اين مجلس خبرگان . اگر وارد شده هم ، يكى دو تاى منحرف وارد شده است كه كارى از او نمىآيد . از اين جهت است كه شما وحشتتان برداشته است . مگر شما مىتوانيد كه مجلس خبرگانى كه ملت با آن آراء زياد اين مجلس را درست كرده با يك كلمه‌اى كه شما بگوييد « ما مىگوييم كه منحل باشد » مگر با اين حرفها شما مىتوانيد ، مگر شما قابل آدم هستيد ! اگر چنانچه ولايت فقيه بشود ، ديگر همهء قدرتها دست فقيه مىآيد ! پس بنا بر اين عزا بايد بگيريد ! اينها اگر همهء قدرتها دست رئيس جمهور مثلًا كذايى بيايد ، هيچ حرفى ندارند ، همهء قدرتها دست رئيس جمهور باشد ، اگر همهء قدرتها دست يك نخست وزير مثلًا منحرفى بيايد ، آن هم حرفى به آن ندارند . اما اگر قدرت ، نه آن قدرتى كه قدرت شيطانى است ، آنى كه نظارت بر امور مملكت است كه نبادا معوج بشود [ . . . ] باز هم با رأى ملت . باز هم رأى ملت است كه آن اشخاص را يا آن هيأتهايى را كه مثلًا مىخواهند درست